اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
دومین جایزه کاربافو کارت پستال گالری دیدار second carbafoo award postal card didar gallery
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
نمایشگاه نقاشی فرشته ها حسین تحویلیان گالری دیدار painting exhibition angels didar gallery isfahan اصفهان هنر art
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
the-8th-annual-exhibition-of-isfahan-photo-club-of-isfahan-youth-cinema-association هشتمین نمایشگاه سالیانه کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان گالری دیدار didar gallery
اخبار و مطبوعات
شهر کتاب فرشته با همکاری گالری دیدار برگزار میکند نمایشگاه آثار برگزیده چهارمین دوره جایزه فرشته (داستان کوتاه و عکس) با موضوع آژیر قرمز از شنبه 23 تیرماه تا پنج شنبه 28 تیرماه 1397 در گالری دیدار هنرمندان عکاس: آرمین شکوهی آرش قاضی مهرداد فتحی مهدی اسدی بابک کنعانی امین الرعایائی مسعود محمدی محمد آهنگری نوید محمدی ترازک عطا رنجبر زیدانلو علس نصیری محمدرضا سعلبی فرد ساعده دوست بخت شیرین امیری پریا دیانی آذین حقیقی سودابه ذوالفقاری الهه طرفه صحرا رشیدپور سمانه غلام نژاد
اخبار و مطبوعات
به بهانه نمایشگاه سید محمود حسینی در گالری دیدار/ تیرماه 97 فرش ها، گبه ها، گلیم ها و نمکدانها همواره، داستانها و روایت هایی را در خود پنهان داشته اند... سواری بر اسب ، روان در پی معشوق یا شاید، به قصد شکار. خنیاگری در خلوت آسوده خویش ، زخمه بر ساز می زند. سوارانی در جدال با یکدیگر. آهوانی جست، زنان در تکاپوی دشت. اسب ها و سرو ها یی که، در هم تنیده اند. .... اینها از جمله داستانک هایی است که اکنون به همت نقاش، از لابه لای نقوش، جلوه و مجال حضور یافته اند.روایت هایی از دیر باز... و اما طرح یک سوال : چگونه میشود فرش دیروز خیال انگیز باشد و نقش امروز خالی از معنا؟ نقاش،در جستجوی پاسخ، دست به کار شده تا، از دل نقش ها، روایت امروز را بر ملا سازد. زنانی پیچیده در چادر.مردانی با کراوات و فاقد اسب. بانویی آلامد و کودکانی سرخوش، تصاویری هستند که، زمینه شطرنج ، دنیای معاصر نقاش را رقم می زنند. اکنون در مقام مقایسه، تفاوتهایی ما بین نقش دیروز و تصاویر امروز خود نمایی میکند. داستانهای گذشته، همنشینی منسجم و اندام وار نقش و داستان را عرضه می کند؛ ولی نقش و روایت امروز، به شکلی آشکار از هم منفک و بیگانه اند. عموما
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
نمایشگاه گروهی حجم و نقاشی در گالری دیدار didar gallery
اخبار و مطبوعات
didar gallery گالری دیدار
اخبار و مطبوعات
didar gallery گالری دیدار
اخبار و مطبوعات
group exhibition shelter meeting didar gallery نشست پیرامون چیدمان گروهی جان چناه در گالری دیدار
اخبار و مطبوعات
group exhibition shelter meeting didar gallery نشست پیرامون چیدمان گروهی جان چناه در گالری دیدار
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات
group exhibition shelter didar gallery چیدمان گروهی جان چناه در گالری دیدار
اخبار و مطبوعات
group exhibition shelter didar gallery چیدمان گروهی جان چناه در گالری دیدار
اخبار و مطبوعات
اخبار و مطبوعات رویدادها مقالات
یاداشتی بر نمایشگاه نقاشی های زهرا براهیمی – به قلم حسام عزمی
۱۵ دی ماه ۱۳۹۷

نقدی بر آثار زهرا براهیمی – گالری دیدار – اصفهان – زمستان 1397

رنگ های نقره فام در فرم هایی که سکوت را زندگی می کنند ، شیوه ایست شاید دیده نشده که در آثار زهرا براهیمی جا خوش کرده اند . در این آثار گستره ی رنگ فرم را درگیر خود می کند . رها شدن به سوی مرزِ بوم و یا شکل پذیری و رسیدن به غایت نهایی در ماهیت سیال خویش . این کنش و دوگانگی در رهایی و پیوستگی ، کنکاشی در نگاه ناظر ایجاد می کند . و ماندن و دیدن را طولانی تر . در خلوت آثار براهیمی سکوت فضا را به خود مشغول می دارد . واین فضا در ابتکاری دو چندان به خوبی نمایان می شود و مدام بر غلظتش افزوده . غلظتی که خلوت ترین انتظارِ پر ملال را می سازد . و آنچه که می بینیم تکه پاره های بی حوصلگی ست . پاره های به جای مانده از اکنون است که دیرگاهی در سایش زمان پوست انداخته است . براهیمی در آثارش می اندیشد . به یاد می آورد و تمامی این دو را به نرمی صبر می کند . آنچه که می بینیم صبر مداوم است که از نگاه براهیمی به جای مانده است . پرسپکتیو در نگرش و نگارش براهیمی به نوعی دیگر رخ می نماید . سطوح در دور و نزدیک نقش خود را بازی می کنند . اما پیوستگی این دو در پیش روی بُعد دیگری را نشانمان می دهد . بُعدی که دور و نزدیک را در بند خود دارد . بُعد زمان . زمان ایستا . زمانی که نمی گذرد . زمانی در سختی فرم هایی که شاید به شکل می رسند و شاید از شکل فرو می پاشند . زمانی که در سطحی تخت ایستاده است و رنگ ها را از حد و مرز رسیدن به درستی باز می دارد . در آثار براهیمی ، در گوشه و کنار و برخی در متن نشانه های تزیینی بر همان منوال گسستن از فرم و یا باز گشت به فرم ، شاید پس از گذشتن از این زمان  نمایان است . تزییناتی که گوشه چشمی به امیدی پنهان دارند . از پس اندودی از گچ که انگار که تا کنون نادیده مانده است و نقاش در پی زدودن آن است . لایه های پنهانی که از پس آن این گل ها و بوته ها آغاز به دیده شدن می کنند . در نگاه مخاطب و در بطن چهارچوب بوم که توسط همان حجم های بی فرم و بی قالب در تلاش در گذشته و کمی در حال ، نشان داده شده و یا نشان داده می شوند . و در پایان آنکه : تمامی اجزای بازیگر در این آثار در جستجوی فرم و غایت نهایی خویشند . در سکوتی که پیش از این در انسجام سیال رنگ به ماهیت بی پایان خود رسیده است .

حسام عزمی

یاداشتی بر نمایشگاه نقاشی های زهرا براهیمی – به قلم آرش فرهنگ پژوه
۱۵ دی ماه ۱۳۹۷

در نگاه به مجموع آثار خانوم براهیمی طبیعتا اولین چیزی که جلب نظر می کند فیگورهای د فیگوره شده است و این عنصر انچنان حضورش پررنگ است که مخاطب را پیدا کردن نقش این فیگورها فرا می خواند. اما پس از گذر فیگورها پس زمینه شروع به نقش افرینی می کنند به نظر می رسد در پس زمینه رنگها رنگهایی باز هستند و المان های نمادین هم وجود دارند. وجود این دو خصیصه یعنی رنگ های باز و نمادهایی مثل اسب یا در کلون دار یا تخت ها نقاشی ها را حائز اشاره ای به فضای معماری قدیمی می کند و این حرکت با فیگورها وارد دیالوگ می شوند . این مسئله نقاشی ها را حائز نوعی پیام می کنند پیامی که از چند پهلویی و تاویل پذیری اثر می کاهند. اما در بعضی از اثار فیگور در پس زمینه بیشتر حل شده و حالا زمینه دیالوگ بین متن و.پس زمینه کم رنگ تر .و بار حسی تابلو ها بیشتر می شود به این صورت تاویل پذیری و کشف بیشتری را وارد کار می کنند

ممنون از خانوم براهیمی که آثار خودشان را با ما به اشتراک گذاشتند

آرش فرهنگ پژوه

یاداشتی بر نمایشگاه نقاشی های زهرا براهیمی – به قلم زینب همتی
۱۵ دی ماه ۱۳۹۷

آلن بدیو می گوید در جهان امروز چیزی جز بدن ها و زبان ها باقی نمانده است. بر این اساس در شرایطی که بدن های بی نصیب دوست دارند به مانند قبل که برخوردار بوده اند از لذت و سلامتی طبیعی کامیاب شوند، زبان های این بدن ها مجبور هستند که شاهد تمنای بدن خود باشند.
این را می توان در باب نمایشگاهی با عنوان بار دگر از آثار زهرا براهیمی گفت. در این آثار شاهد بدن هایی از فرط فرسودگی،دفرمه شده هستیم. این فرم ها همان بدن هایی هستند که شاهد تمنای خود هستند. در این آثار نقاش با دقتی وسواس گونه و تمثیلی، اجزا کار هنری را با عنوان و بیانیه ی نمایشگاه مرتبط می کند. سطوح رنگی با چنان دقت نظری انتخاب شده اند که حتی در چاپ هایی هم که در آثار به چشم میخورد هم هیچ گونه هیجان و تصادفی دیده نمی شود و برنامه ریزی شده هستند. بافت در این آثار به گونه ای است که حس لامسه مخاطب را درگیر می کند و تداعی کننده ی دیوار نگاری های کاخ های اصفهان است. شیوه روایتگری نقاشی های زهرا براهیمی مضمونی اجتماعی دارد و فرسودگی، خستگی و زوال در غالب آثارش نمود دارد. این تنها خوانشی است از چندین خوانش متفاوت تا مخاطب خوبی بوده باشم و یادداشت حاضر تنها یکی از تفسیر های ممکن را ارائه می دهد.

زینب همتی – دی ماه 1397

به بهانه نمایشگاه نقاشی های زهرا براهیمی – به قلم سید محمود حسینی
۰۸ دی ماه ۱۳۹۷

به بهانه برگزاری نمایشگاه نقاشی های زهرا براهیمی در گالری دیدار
به قلم: سید محمود حسینی

در مواجه نخست با تابلوهای خانم براهیمی انسانهایی دفرمه شده و در حال پوست اندازی به چشم می خورد که انسان را به یاد داوری اخروی میکل آنژ می اندازد که: هنرمند تصویر خود را در حالی که پوست کنده شده خود را در دست دارد نقش زده شده است. انسانهایی که هیچ تناسب منطقی ای بین اجزا پیکره آنها وجود ندارد، اما هماهنگی و رابطه درست، با عناصر دیگر کمپوزسیون فضایی و تقسیمات هندسی مشخص تابلو دارند. تقسیماتی که با استفاده از بافت های بجا و درست چاپی ، با دقت و وسواس خاصی مورد استفاده قرار گرفته اند و لطافت تصویری را افزایش می دهند .
کنجکاوی پر شور نقاش در ترکیب مستطیل ها و مربع های افقی و عمودی و استفاده از روابط بیانی شکل های هندسی انتزاعی ، به نقاش کمک نموده است تا سازماندهی پویا و فعالی را برای فیگورهایش بوجود آورد، که علاوه بر معرفی فضا احساس تجرید را برای بیننده به همراه دارد.
رنگها با وسواس و آزمایشگری در کنار یکدیگر چیده شده و انتخاب آنها به تعلیق پیکره ها در سطح تابلو کمک می کند. استفاده از اشیا آشنا این تعلق را شکسته و گاه گاه به بیننده گوشزد می کند که فضا متعلق به مکان خاصی است. هنرمند هیچ گاه از موضوع پیکره آدمی روی بر نتافته است و تلاش و کنکاش فراوانی برای حل نمودن این پیکره ها در فضا دارد. استفاده از کلاژ برای رسیدن به این ساختار انتزاعی فعال، بسیار بجا و درست مورد استفاده قرار گرفته و وجود تابلو های عریض حس پانارامایی از فضا ایجاد نموده است. هر چند هنرمند می تواند با استفاده اسلوب های سنتی نمایش پیکره و یا به کار گیری از تناسبات پیکره در تابلو به نشان دادن فضای ذهنی خویش و تجسم اندیشه نقاشانه خود بیشتر کمک کند اما فضا بقدری سنجیده مورد استفاده قرار گرفته شده است که این ضعف را می پوشاند.
با آرزوی موفقیت های بیشتر برای این هنرمند.
1397.10.7

نمایشگاه دومین جایزه کاربافو – کارت پستال
۱۹ آذر ماه ۱۳۹۷

دومین جایزه کاربافو با عنوان کارت پستال
تاریخ برگزاری نمایشگاه اول : 23 آذر 97 – گالری دیدار اصفهان – از ساعت 16 تا 20
تاریخ برگزاری نمایشگاه دوم : 30 آذر 97 – گالری آبان شیراز

تاریخ برگزاری نمایشگاه سوم : 9 دی 97 – گالری هومهر کرمان
تاریخ برگزاری نمایشگاه چهارم : 28 دی 97 – گالری ابد تهران
اختتامیه و معرفی برگزیدگان : 5 بهمن 97 – گالری ابد تهران

طبق تعاریف عامیانه؛ کارت پستال یک قطعه‎ی مستطیل شکل از جنس کاغذ ضخیم یا مقوا است که یک طرف آن مصور و دیگر سوی آن کادری مشخص جهت پیام تبریک، ابراز علاقه و محبت به فرد گیرنده است. در گذشته دریافت کارت پستال آن هم از طریق پست برای فرد گیرنده دارای اهمیت ویژه‎ای بود که نسبت به جایگاه فرد فرستنده، می‌توانست آنقدر ارزشمند تلقی شود که برای حفظ و نگهداری از آن، حتی تا زمان مرگ هم کوشا باشد. اما امروزه در دنیای معاصر با فراگیر شدن فضای مجازی و ارسال لحظه‎ای از انواع تصاویر متحرک و خلاقانه که حتی نگهداری آنها در صفحات مجازی خالی از لطف و ارزش است، مسلما کارت پستال و پست آن کاربردی ندارد. فراخوان دومین جایزه کاربافو با همکاری گالری ابد تهران ، در راستای هدف اصلی خود در نظر دارد طی رخدادهای مشترک نمایشگاهی، ارتباط و گفتگو بین هنرمندان و گالری ها از شهرهای مختلف کشور بیشتر شود.

هیئت انتخاب آثار :
امیر سقراطی / زروان روحبخشان / فواد نجم الدین / پیام یاسینی

 

به بهانه نمایشگاه جواد طاهری – به قلم عاطفه علیان
۱۹ آذر ماه ۱۳۹۷

به بهانه نمایشگاه جواد طاهری
گروه فرهنگ و هنر روزنامه اصفهان امروز- عاطفه علیان:

(ابســترکت)(abstract) واژهای انگلیســی است که در فارسی به تلفظ فرانسه به آن (آبستره) گفته می شود. معنای آبستره یعنی: انتزاعی، تجریدی. انتــزاع یعنی (عینیت زدایی) ؛ (عینیت) همواره  با واقعیت و با شیء عجین است. در واقع انتزاعپردازی مصادف با (شیء زدودن) است. (هنر انتزاعی) یا (تجریدی) عنوانی کلی برای جریانی گسترده در هنر قرن بیستم است که همین (شیءزدایی) را مبنای کار خود قرار داده است. آبستره چیزی را بازنمایی میکند که در طبیعت وجود ندارد، شــیئی معادل آن در جهان بیرون نیســت. از آغازین سالهای قرن بیستم، پیوسته هنرمندان بیشتری از ترسیم جهان عینی روی گرداندند. گونه تابلوهای جواد طاهری از آن دست آثار آبستره است که طبیعت را شکل زدایی کرده است و شکل خودش خلق میشود و نقاش ابزار دستی است که شکل را می آفریند. انگار زبری و زمختی طبیعت را میتوان از رنگ روی تابلو حس کرد. جواد طاهری ســال ۱۳۴۸ در اصفهان متولد شد. او که طراح و نقاش و مجسمه ساز است، همواره طبیعت در آثارش حضور پررنگی دارد. از آثار جواد طاهری نمایشگاه های گروهی و انفرادی متعددی برگزار شده است و در تابستان هم کارگاهی یک روزه در حمایت از گل الله عباسی رویش مهر برگزار کرد. او میگوید: همه هنرها انتزاعی است، به این معنی که همه هنر با جهــان در می آمیزد و وجهی از آن را منتزع می کند تا شی و واقعهای را به ما نشان بدهد که به فهم ما از جهان جان تازهای بخشد. بیننده همواره در ارتباط با آثار کالسیک وضعیتی منفعل دارد. اما بیننده آثار انتزاعی به اندیشه نگری و چالش اندیشیدن دعوت میشود. آخرین نمایشگاه جواد طاهری که در گالری دیدار برگزار شــد، مخاطب و بیننده را در رویارویی و درگیری ذهنی با آثارش دعوت کــرد. او در آثارش تالش کرد تا از بازنمایی موضوع، به طور مشــخص و دقیق پرهیز کند و در اغلبشان، نگاه به زمین از باال به گونهای که توهمی از عمق و پرســپکتیو را القا کند مورد توجه اش بوده است. او میگوید: (میخواهم در آثارم هر لکه ای، مانند هر چیزی در زندگی معنایی داشته باشد). بیننده آثار انتزاعی طاهری با اصل اثر مواجه می شود و از لذت بازشناسی واقعیتی معلوم، محروم می شــود اما با وجوه دیگری از واقعیت که اکنون پدیدار شده اســت روبرو خواهد شد. جواد طاهری در آخرین نمایشگاه از آثارش آزادانه از مواد اســتفاده کرد و رابطه سنتی با بوم و ابزار نقاشی را کنار گذاشته و شیوه های تازهای را مورد تجربه قرار داده است. دستاورد این تغییر در برخورد، کیفیت و جنبه های تجسمی جدیدی را ارمغان آورده است و در نقاشی ها به نوعی بافت میرســد که توهمی از عمق و حرکت را القا میکند و با کنترل رنگ، شدت تاثیرگذاری فرم ها را افزایش داده است. ســیالیت در آثار این هنرمند اصفهانی امکانی فراهم آورده تا امکانات بیانی بیشتری توسط نقاش آورده شود که حسی قانع کننده و رضایت بخشی برای او به همراه دارد.

1397.09.12 عاطفه علیان

یادداشتی بر نمایشگاه فرشته ها – حسین تحویلیان – به قلم محمود حشمتی نژاد
نمایشگاه نقاشی فرشته ها حسین تحویلیان گالری دیدار painting exhibition angels didar gallery isfahan اصفهان هنر art
۱۹ آذر ماه ۱۳۹۷

یادداشتی بر نمایشگاه فرشته ها – حسین تحویلیان
به قلم محمود حشمتی نژاد

آگاهی همیشه معطوف به چیزی است که درجهان وجود دارد.
تا هنرمندی با ماهیت اشیاء ومحیط پیرامون ارتباط برقرار می کند.
این توانایی را خواهدداشت تا خویشتن خویش را بیان کند.
بدیهی است که پیام چنین اثری از بطن و درون آن حاصل می شود. « نقل به مضمون » نمایشگاهی از آثار (حسین تحویلیان ) آذر ماه 97 درگالری دیدار برپا می باشد.
دراین مجموعه مخاطب با آثار چیده شده از ظروفی با آلیاژ برنجی، کوزه و فنجان های سفالین، پرده قلمکار ونقاشی های روی بوم روبرو است.
می توان پرسید مقصود هنرمند از آفرینش سه مدیوم متفاوت از نظر تکنیک ونوع مصالح چه بوده است واین گونه آثار در حال حاظر بیانگر چه معنایی است .
البته جدا از تفاوت های جنس ابزار در انتخاب نوع مصالح درایجاد خلق اثر، مخاطب آثاری را مشاهده می کند از فرم ها و اشکالی از پرنده و فرشته با اجرای همگون و رنگ های لطیف و دلنشین به خصوص یکدستی در ساختار نقاشی های روی بوم .
درپرده های قلمکار نقاشی ها با دست کشیده شده و حاشیه ها با مهره و قالب چوبی خاص چاپ قلمکار اجرا شده است.
این پرده ها پر شده از پرنده و فرشتگان که از ذهن وخیال نقاش سرتاسر سطوح گسترده است.
روند تاریخی پردایش به ترسیم فرشته در نقاشی و تصویرسازی و نگارگری ایرانی نشانه نگاه هنرمند به سوی ملکوت وآسمان بوده وتلاش او برای ثبت زیبا یی های الهی ومعنوی است . با توجه به اینکه نقاش به ذات متعالی و ملکوت می پرداخته است.
چنین رویکرد متشابهی درهنر بیزانس دیده می شود که نقاشان با پرداختن به تصویر مسیح وتوجه به داستانهای مسیحیت نقش آفرینی می کردند . درآن نقاشی ها تصویر فرشتگان دیده می شود که این گونه ترسیم شده است.
درهنر رنسانس هنرمند خود را در محور جهان آفرینش فرض کرده و به نقش فرشتگان جایگاه زمینی می دهد. و شکل فرشته به تصویر سه بعدی انسان نزدیک می شود . همان گونه که در نقاشی دوره قاجار تصویر فرشتگان با بدن عضلانی و حجیم با رنگ گذاری سایه روشن و ساختاری با مبانی هنر کلاسیک واستفاده از بدن کودکان خردسال که ظاهری فربه وعریان دارند نقش زمینی می یابد درنقاشی های روی بوم آثار تحویلیان با فرشتگان زمینی روبرو هستیم که از جنک دور شده و به آسمان پرواز می کنند. «گاه دربرکه هایی که درانتهای رنگین کمان ازباران بهاری پر می شود.» «جنگ ادامه دارد اما تمنای من بر بازگشت به روزگار بهاری است.»
تصویر کودکانی درعمق دریا گاهی درسطح با چشمان باز که به مخاطب می نگرد ویا چشمان بسته گویی مرده یا به خواب عمیق فرورفته است.
کودکان شکل زمینی دارند با بال های باز ویا بسته در دوطرف شانه های شان ،نمادی ازفرشتگان مقدس و نامریی را نشان می دهند .
این کوکان با شهادت معصومانه خود درشکل نماد وسمبل هایی قرار می گیرند تا به هیبت اسطوره در زمره فرشتگان آسمانی در آیند و تصور شوند .
چگونگی به تصویر کشیدن فرم ها ونقوش در نقاشی و پرداختن به فرشتگان درواقع ناشی از باورها و اعتقاد وجهان بینی هنرمند است.
نقاش برای اعتراض به خشونت و جنگ افروزی که به مهاجرت های نا خواسته می انجامد وجان انسان و کودکان معصوم را می گیرد . این گونه جهانش را به تصویر می کشد.

آذر 97

اسامی پذیرفته شدگان دومین جایزه کاربافو – کارت پستال
۱۶ آذر ماه ۱۳۹۷

اسامی پذیرفته شدگان دومین جایزه کاربافو – کارت پستال – اعلام شد

هیئت انتخاب آثار :

امیر سقراطی / زروان روحبخشان / فواد نجم الدین / پیام یاسینی

 

طبق تعاریف عامیانه؛ کارت پستال یک قطعه‎ی مستطیل شکل از جنس کاغذ ضخیم یا مقوا است که یک طرف آن مصور و دیگر سوی آن کادری مشخص جهت پیام تبریک، ابراز علاقه و محبت به فرد گیرنده است. در گذشته دریافت کارت پستال آن هم از طریق پست برای فرد گیرنده دارای اهمیت ویژه‎ای بود که نسبت به جایگاه فرد فرستنده، می‌توانست آنقدر ارزشمند تلقی شود که برای حفظ و نگهداری از آن، حتی تا زمان مرگ هم  کوشا باشد. اما امروزه در دنیای معاصر با فراگیر شدن فضای مجازی و ارسال لحظه‎ای از انواع تصاویر متحرک و خلاقانه که حتی نگهداری آنها در صفحات مجازی خالی از لطف و ارزش است، مسلما کارت پستال و پست آن کاربردی ندارد. فراخوان دومین جایزه کاربافو با همکاری گالری ابد تهران ، در راستای هدف اصلی خود در نظر دارد طی رخدادهای مشترک نمایشگاهی، ارتباط و گفتگو بین هنرمندان و گالری ها از شهرهای مختلف کشور بیشتر شود.

 

? جوایز :

نفر اول با رای داوران :  خرید اثر توسط کاربافو / دیپلم افتخار /  حضور رایگان در سالانه بعد

3 نفر برتر به انتخاب کاربافو : حضور رایگان در سالانه ی بعد / دیپلم افتخار

یک نفر برتر به انتخاب گالری ابد تهران : نمایشگاه انفرادی در سال پیش رو

یک نفر برتر به انتخاب گالری دیدار اصفهان : نمایشگاه انفرادی در سال پیش رو

یک نفر برتر به انتخاب گالری آبان شیراز : نمایشگاه انفرادی در سال پیش رو

یک نفر برتر به انتخاب گالری هومهر کرمان : نمایشگاه انفرادی در سال پیش رو

*به تمامی شرکت کنندگان در این رویداد گواهی ویژه و معتبر اهدا می گردد*

 

تاریخ برگزاری نمایشگاه اول : 23 آذر 97 – گالری دیدار اصفهان

تاریخ برگزاری نمایشگاه دوم : 30 آذر 97 – گالری آبان شیراز  تاریخ برگزاری نمایشگاه سوم : 9 دی 97 – گالری هومهر کرمان

تاریخ برگزاری نمایشگاه چهارم : 28 دی 97 – گالری ابد تهران

اختتامیه و معرفی برگزیدگان : 5 بهمن 97 – گالری ابد تهران

تحلیلی کوتاه از آرش فرهنگ پژوه بر نمایشگاه فرشته ها
نمایشگاه نقاشی فرشته ها حسین تحویلیان گالری دیدار painting exhibition angels didar gallery isfahan اصفهان هنر art
۰۷ آذر ماه ۱۳۹۷

یادداشتی بر نمایشگاه فرشته ها به هنرمندی حسین تحویلیان
به قلم : آرش فرهنگ پژوه

به آثار نمایشگاه فرشته از چند دید می توان نگاه کرد:
دید اول دید نماد گرایانه است که به دلیل حضور واژه ی فرشته وجود دارد، دید دیگر نگاهیست که می توان به لحاظ فنی به کارها کرد و نگاه دیگر سیر یا رویه ایست که چینش آثار در نمایشگاه به ما نشان می دهد.
اما به عقیده من همه این نگاه ها جایی با هم متحد می شوند.
به لحاظ متنی اولین چیزی که عنصر نمادین را وارد کارها می کند حضور بال است این بالها در حقیقت وجه نمادین اصلی اثارند و شاید بشود گفت عنصر تعیین کننده ی این آثارند.
این المان گویا به تنهایی با تمام فضایی که پیرامونش هست در حال یک دیالوگ است. دیالوگی که احساس مخاطب را در مواجهه با این آثار تعیین می کند.
من عمدا از به کار گیری واژه ی فرشته امتناع می کنم، چون این واژه نمود عینی برای ما ندارد. ما تن هایی را می بینیم که بالهایی به آنها متصل است. حال چرا الزاما باید بر آنها نام فرشته را بگذاریم نه مثلا روح یا یک پرنده ی اسطوره ای؛ به همین لحاظ نماد در این کارها برای من بالها هستند اما جایگاه اتصالشان به بدن انسان گونه هم بی تاثیر نیست. بدن بال دار انسانی در اینجا نقشی نماد گونه دارد نمادی که گاهی بر سر شهر گاهی در فضایی از رنگ های بی شکل و گاهی در کنار پل و در کنار نماد از یک سرباز یا پادشاه صفوی حضور پیدا می کند و گاهی روی پارچه ی قلمکار پیدا می شود.
همه نقاشی حول محور این بدن بالدار است.
این نوع نماد پردازی ذهن مخاطب را به ساختن چیزی در خود می برد که بدون تردید نمی تواند بی ارتباط با بار مفهومی نماد باشد.
همه چیز در حول و حواشی همین نماد تعبیر می شود در واقع این نماد دامنه تاویل مخاطب را به خود محدود می کند.
اما نماد خود یک چهره ی چند وجهی و تاویل پذیر است؛ پس در رویه پیش رونده در هر بافتی تاویل خودش را پیدا می کند با اینحال دایره تاویل محدود است اگر نگوییم که بسته است.
اینجا درست نقطه ایست که می خواهم به رویه ی حاکم بر نمایشگاه بپردازم رویه ای که به نسبت رویه ایست تاریخی.
اگر آثار را از لحاظ زمانی مورد نظر قرار دهیم داستانی که برای یک شی عینی رخ می دهد تا تبدیل شود به یک شی نمادین در رویه زمان مند کارها دیده می شود. موجود بالداری که در فضای انتزاعی است کم کم از این فضای انتزاعی به شهر می آید و از شهر به یک فضای جدا که فقط خودش روی پارچه است می رسد و کم کم به روی اشیاه کاربردی ما مثل ظرف غذا ظاهر می شود.
این رویه همان رویه ایست که مثلا برای گل و مرغ یا برای تصویر شاهان دوره ی عباسی یا قاجار می افتد یک المان به دلیل تکرارش تبدیل به نماد و سپس به چیزی شبیه برند تبدیل می شود.
شاید بشود گفت این رویه جستاریست برای رسیدن یا لااقل شروع کردن از جایی که بسیار شرقیست. شرق نه تنها به مفهوم شرق جهان بلکه به مفهوم شرق خاورمیانه که مفهوم های نمادین علی الخصوص فرشته شناسی نقش موثری در فرهنگ های فکری ان داشته است. من نمایشگاه را نوعی بازگشت به گذشته می بینم، بازگشتی شاید از بار معاصریت آثار بکاهد اما دلیلی برای حضورش هست و نوعی تقاضا برای از بنیان شروع کردن است، درست همان طور که اکثریت حرکتهای فکری از بستر اسطوره شکل می گیرند. اینجاست که می توان به جمله ای از بیانیه ارجاع داد ((در اسطوره فرشته ها از ویرانه ساخته می شود))
آثار این نمایشگاه به تمامی آثاری نیست که یک ذهن معاصر بپسندد اما از سوی دیگر اشاره ایست که به موازات متن می توان رفتن به خرابه های باستانی دنیای ذهن انسان برای پایه گذاری رویه ای دیگر که گویا حالا باید پایه ای در این خاک داشته باشد نام نهاد، چرا که برای ساختن بنای فکری که رویه ای نه چندان واضح دارد باید زمین خرابه ها را کند پی ای محکم در آنجا بنا نهاد.
می توان گفت هنر همواره مدیومیست که از تغییر و تحولی از جهان اسطوره ساخته شده نیای هنر نقش هاییست که انسان اولیه در غار تنهایی خود می کشد. گاهی این دنیای اسطوره ای پای از غار خود بیرون می گذارد تا خط محو شده خودش را دوباره به ما یادآوری کند. غاری که اکنون نماد ناخوداگاه ذهن است و این رویه ی شهودی این نمایشگاه را که به نام فرشته نام گذاری شده به ما یادآور می شود.

با تشکر از جناب تحویلیان برای اشتراک گذاری اثارشان با ما و به امید موفقیت های بیشتر برای ایشان

آذر 1397

امید را با نقاشی نشان می دهم
نمایشگاه نقاشی فرشته ها حسین تحویلیان گالری دیدار painting exhibition angels didar gallery isfahan اصفهان هنر art
۰۷ آذر ماه ۱۳۹۷

امید را با نقاشی نشان می دهم

گفتگو با حسین تحویلیان به بهانه نمایشگاه فرشته ها در گالری دیدار

گروه فرهنگ و هنر روزنامه اصفهان امروز – عاطفه علیان

فرشــته ها هستند. فرشــته ها هستند تا بمیرند. درست همان وقت که جنازه کودک کوبانی بر ساحل مدیترانه جنین وار پیدا میشود. اصال بهانه فرشته ها مرگشان میشود وقتی کودکان در جنگ قربانی میشوند. قربانی شدن در سرشت جنگ اســت؛ اما قاعده جهان بر این است که هر موجودی برای زندگی و زنده ماندن به دنیا آید و فرشــتهاش بیدار باشــد. این قاعده با خشونت سر سازگاری ندارد و در نیم روز بهاری محصور در افق، فرشته ها به پرواز درمی آیند؛ زیرا امید زنده است و تمنا برای بازگشت روزگار بهاری است که فرشته ها بیدار می شوند و در هر پستی وبلندی و هر کوی و برزن به پرواز درمی آیند. حسین تحویلیان، در مجموعه خلاقانه ای که در نمایشگاه فرشته ها در گالری دیدار به نمایش درآورده است میخواهد این جدال نیک بختی بانفوذ ایزد زشتی را دگرگون کند. فرشته ها را بیدار کند و به پروازشــان دربیاورد. بعید است کسی در چرخ اول در نمایشگاه او، برای لحظاتی شوکه نشود و تردیدی نیست که این شوک آگاهانه برای غافلگیر کردن بیننده خلق شده باشد. انگار نقاش همه ابزار روزمره از ســفره قلمکار، ظروف فلزی و سفالی را دریچه ای روی مخاطب ساخته تا امید برای رسیدن به پرواز فرشته ها را نشان دهد. این نمایشگاه چکیده فعالیتهای چهار سال گذشته تحویلیان است و اوج پختگی اندیشه هایش با رئالیستی متزلزل ساختاری انتزاعی را می سازد و واقعیتی نو را حتی در آب مرکب های لطیف بر پارچه قلمکار به رؤیای رمانتیک هنرمند سمت وسو می بخشد.

آثار حسین تحویلیان تا ۱۵ آذر در گالری دیدار در خیابان شهید قندی، کوچه شماره ۳ به معرض نمایش درآمده است.به بهانه نمایشگاه فرشته ها با او گفتگو کرده ایم.

– شــما بیش از چهار ســال، روی این نمایشگاه کارکرده اید. نمایشگاه فرشته ها چه مراحلی را تا امروز طی کرده و ویژگی خاص این نمایشگاه چیست؟

– جرقه نمایشــگاه در سال ۱۳۹۴ زده شــد. در بین خبرهای جنگ، بیرون کشیدن جسد کودک از آب های دریای مدیترانه در شبکه های مختلف تلویزیون منتشر شد. دیدن این صحنه تصویر فرشته ای بی جان را در ذهن من تداعی کرد و بخش اول نقاشی ها که خواب فرشتگان بود شکل گرفت. چون به نظرم آمد فرشته ها در خوابند که زمین این چنین به جنگ آلوده شده است. در سال ۱۳۹۵ ، جنگ همچنان ادامه داشت و گویا جهان برای فرشته ها هم ناامن شــده بود و مرگ در تن فرشته ها ریشه می کرد و بخش دوم آثار نقاشی ها با سیالیت فرشته ها شکل می گرفت و در سال ۱۳۹۶ جنگ همچنان ادامه داشت ولی فرشته های من از جنگ دور می شوند و امید را با آثارم با متریالی از نقاشی، سفال، فلز و پارچه نشان دادم.

– چنــد اثر و در چه اندازهای در این مجموعه وجود دارند؟ انتخــاب ابزارهای دیگر و نوع چیدمان دلیل خاصی داشته است؟

– ۲۶ نقاشی در اندازه های مختلف و ۱۱ قطعه پارچه و ۲ چیدمان ســفالی و ۱۱ قطعه فلزی آگاهانه چیدمان یافته اســت. درواقع قطعه های سفالی بر روی زمین همچون سفینه هایی هستند که فرشته ها را به زمین آورده اند و در دسترس ما قراردادند.

– تکنیک و سبک انتخاب شده تا چه حد در بیان و انتقال مفهوم موردنظرتان مؤثر واقع شده است و آیا قبال هم مورد استفاده واقع شده است؟

– جالب است این پرسش را همواره در کلاس های روش پژوهش از شاگردانم می خواستم تا از هنرمندان بپرسند و حالا شما از خودم می پرسید. سؤال خوبی است. یکی از ویژگی های این نمایشگاه همین اســت. من بارنگ و روغن شروع کردم و آکرولیک و تمام متریال ها اعم از پارچه و سفال و فلز را به کار گرفتم که در کمباین مشخصی فرشته ها را به درستی نشان دهند. پارچه ظرفیت خوبی در انتقال مفهوم داشت؛ زیرا از هر سو میتوانستم روی آن کار کنم و انعطاف داشت و جواب خوبی در رابطه با موضوع فرشته ها به من داد که فرشته ها می توانند زیستی غیرمادی داشته باشند. در سنت ما هم پارچه قلمکار وجود داشته و شاید یادآور کودکی ام است که مادرم داستان یوسف و زلیخا را از سفره پارچه ای پهن شده تعریف می کرد و آن پارچه به دیوار آویخته می شد و من بازتعریف می کردم.

– شما به طور مستقیم وجدان آدمها را خطاب قراردادید و از ابزار روزمره در زندگی بهره گرفتید و فرشــته ها محور اصلی روایت آثار شــما می شوند. این ابزار در بازاندیشی سرشت خویش چه کمکی می کنند؟

– کمک به امیدواری و امید داشتن است. ما در هر زمان و مکانی باید ادامه مسیر دهیم. در این سن و سال به این نتیجه رسیدم که شاید به نتیجه دلخواه نرسیده باشیم ولی امید جهت دهنده زیست آینده ماست.

– در تابلوهــا چندان تکثر رنگ وجود ندارد و ســبک از رئالیسم متزلزل به انتزاعی گرایش دارد. نهایت تأثیرگذاری این سبک باهدف نمایشگاه چه میزان همخوانی دارد؟

– رنگ متناســب با فضا و تم استفاده شده است. وقتی میتوان از دورنگ برای انتقال مفهوم اســتفاده کرد کافی است. موضوع فرشته هاست و رفتن به فضا بیش از این کار را رئال می کرد و به نظرم به مجموعه ضرر میزد و تا آنجا که شد فرشته ها را جسمیت نبخشیدم و به صورت خطی مانده اند و آن لطافت و نرمی فرشته ها برایم مهم بوده است.

– آنچه شما در این مجموعه قصد بیانش را دارید چندان پیچیده نیست و آشکارا و مصرانه احساسی است. هدف از این شوک احساسی به بیننده چیست؟

– فکر میکنم خلوص کاری برای هنرمند مهم است. وقتی وارد عرصه هنر می شوید نیاز به بازنگری است. مخاطب گالری ها افراد خاصی هســتند و خوشبختانه مردم عادی هم پایشان به گالری بازشده است. آنچه مهم است دیالوگ و ارتباطی است که بیننده با اثر برقرار می کند و این کنش زیباشناختی و حتی ابزاری با اثر و هنرمند تعامل برقرار میکند و امیدوارم این نمایشگاه با این هدف نزدیک شود.

 

درباره نمایشگاه فرشته ها – حسین تحویلیان – به قلم سید محمود حسینی
نمایشگاه نقاشی فرشته ها حسین تحویلیان گالری دیدار painting exhibition angels didar gallery isfahan اصفهان هنر art
۰۵ آذر ماه ۱۳۹۷

درباره نمایشگاه استاد حسین تحویلیان باعنوان( فرشته ها ) در گالری دیدار:

یک روایت قومی است که برای اذهان آشناست و ارجاعات تصویری آن ریشه در اسطوره ها و نمادهای ایرانی دارد و ما را به یاد آناهیتا (الهه آبهای روان) و از سویی  دیگر (تولد ونوس بوتچلی) می اندازد . به هر حال فرشته ای که از آب زاده می شود یا با آن جان می سپارد، پیوندش با آناهیتا و زاینده رود که زندگی را در پوست و تن این شهر زنده می کند، در هم گره خورده اند و روایتی جدید برای هنرمند ساخته اند تا او نقال این داستان باشد.

فرشته ها عموما بچه و فاقد جنسیت هستند و با تولد، مرگ و دگردیسی رابطه مستقیم دارند و  بیانیه هنرمند و نگرش وی را نسبت به موضوع(فرشته ها مرده اند) را منعکس می کند.

تصویر طبیعت به طور کامل از کارها حذف شده و اضافه شدن فرشته ها، روابط درونی تابلو را تحت سلطه خود در آورده است و تاثیر این دستاورد برای رسیدن به عامه پسند کردن، وجزیی از روزمره بودن هنر و رابطه تنگاتنگ هنر و زندگی روزمره در تلفیق  فرم فرشته با اشیا و لوازم روزمره همچون سفره قلمکار  و ظروف فلزی و سفالی، دنیایی متفاوت را در جلوی روی مخاطب باز می کند و کوشش های خلاقانه ای است که ساختار غالب کارها را مشخص می کند. ساختاری که حکایت از پویایی و سرزندگی دارد و در جستجوی رسیدن به بهاری نواست.

در این نمایشگاه که آن را می توان ماحصل نمایشگاه ها و فعالیت های گذشته هنرمند دانست، پیوند تاریخی با شدت بیشتری قابل رویت است و اوج تکامل این اندیشه ها با رعالیستی متزلزل و عمدی ساختاری انتزاعی را بوجود آورده که واقعیتی نو یعنی، اندیشه ها و شکل هایی مطلق تر از هر گونه تقلید از طبیعت بوجود آورده است. در چاپ نقش ها (چاپ های قلمکار) طرز استفاده ظریف از خط توصیفی و بیانی، شکلی نو از آبمرکبهای لطیف را به نمایش گذاشته بود که جنبه طراحی آنها بسیار مورد تاکید هنرمند است و با تلفیق مرکب های رنگی وزن های تخیلی خط و رنگ بیان می شود و رویای مخاطب را با رویاهای رومانتیک هنرمند پیوند می دهد.

 

قلمتان پر نقش و تنتان سلامت

سید محمود حسینی 1397.09.02

تحلیلی کوتاه بر آثار جواد طاهری به قلم شهلا روضاتی
۲۰ آبان ماه ۱۳۹۷

به بهانه نمایشگاه جواد طاهری- گالری دیدار

در فراسوی پرده و رنگ،  نغمه ی آرامشی ژرف به گوش میرسد و این سرآغازی است برای پرواز روح در میان کشتزارهای رنگارنگ طبیعت.

میان هیاهوی دلکش برگهای پاییزی ، هنگامی که تن به اسارت ذهن داده اید و درحوالی جزیره درونتان به دنبال کلید شادی ، رهایی و آزادی می گردید ، دیدن این آثار شما را ناخودآگاه به دنیای یگانگی با هستی میبرد و لحظه لحظه به یک آگاهی ناب میرسید و قدم به قدم با خویشتن حقیقی خود روبرو خواهید شد .

قدرتمند ترین رسانه برای ارتباط در دنیای امروز، “هنر” است .هنرمند به عنوان ذره کوچکی از جهان هستی ابعاد کیهانی و جهانی دنیای خود را در پس بیکرانه های ذهن در کف دستانتان قرار خواهد داد و شما جهان را با چشمانی روشن به همراه آگاهی ناب نظاره خواهید کرد.

هنرمند معاصر در هجوم ایسم های نوظهور، در جستجوی معنا، مابین زمین و آسمان کاوش میکند . در این سیر و سلوک و عبور و گذار، من واقعی او به طور خالصی جلوه گرمی شود و به نوعی از بیان تازه میرسد و آنگاه با ما تجربه زیسته خود را به اشتراک میگذارد .

در نمایشگاه رو به رو هنرمند نگاه متفاوت خود را با  مفاهیمی چون طبیعت ، انتزاع و تجرید، به چالش کشیده است و با بالا رفتن از نردبان ذهن هر بار به کشف فضای  تازه ای پرداخته؛ که در زندگی انسان معاصر مطرح است؛ قلمرویی معنا شناسانه  که سفیر زیبایی و طراوت است.او تنها یک نقاش نیست بلکه آموزگار معنوی وجود خویش است.

درمواجهه با این کارها، بارقه هایی از کودکی و سرور- پختگی و اندوه را می توان دید؛ اجتماع دو روایت متضاد؛ اما چیزی که مشهود است، تاثیر تجربه سالیان متمادی است که در پدید آوردن آثار مختلف صرف کرده است.

ستایش واره ای در رسای طبیعت،  که در نوع خود حیرت آور است. او پنجره ای به روی مخاطب می گشاید که در راستای معناست و به ما حقیقتی در درون را یاد آور میشود.

شهلا روضاتی

پاییز 1397

یاداشتی بر نمایشگاه جواد طاهری به قلم سید محمود حسینی
۲۰ آبان ماه ۱۳۹۷

به بهانه نمایشگاه استاد طاهری در گالری دیدار.
به قلم سید محمود حسینی
آثار به نمایش در آمده در این نمایشگاه طی سالهای 1393 تا اکنون آفریده شده بودند که هنرمند در آنها با فاصله گیری از طبیعت، فضایی بی مکان و زمان، با استفاده از شیارها ، بافتها و تکسچرهای متفاوت بوجود آورده بود. این آثار بیننده را به یاد زمین های شخم زده، کلوخ ها و کرت بندی های کشاورزی می اندازد که از بالا به آنها نگاه شده است و به صورت منظم و یا نامنظم در سطح بستر بوم نقش بسته اند. خطوط مواج و رهایی که پستی و بلندی ها و بافت خشن آن در هم تنیده شده است و لایه های متفاوتی از ذهنیت هنرمند را نشان می دهد.
اگر چه دوری و نزدیکی به طبیعت همواره در کارهای طاهری دیده می شود ولی روح طبیعت نگاری هیچ‌گاه از کارهای وی رخت بر نبسته است و پیوند دهنده آثار است. هنرمند بر اصول ر‌‌عالیستی و حجم پردازی به خوبی تسلط دارد و این بار پا را از این هم فراتر گذاشته و تمامی قواعد و اصول آکادمیک را می شکند تا با سطوح و بافت های خشن قصه های ذهنی اش را منقوش کند. اگر چه این تجربه ها به صورت مفصل توسط اکسپرسیونیست ها در غرب انجام شده است اما در این برهه از زمان و توسط یک هنرمند اصفهانی بار دیگر بهانه ای برای کندو‌کاو و جستجو در ناخود آگاه ذهنی هنرمند دارد.
در ادامه این تجربه گری ها استفاده از سطوح براق فلز ی انعکاس ذهنیت مخاطب را در آثار ممکن نموده و وی را در ذهنیت نقاش سهیم می کند و آیینه درون هنرمند را بیشتر منعکس می کند و تجربه گری های موفقی است که می تواند در تشریح جهان پیرامون هنرمند به صورت یونیک شکل خود را پیدا کند.

آبان 1397

گفت و شنودی پیرامون آثار ابوالفضل آقایی
۲۸ مهر ماه ۱۳۹۷

روز چهارشنبه 25 مهرماه 1397 همزمان با اختتامیه ، گفت و شنودی پیرامون آثار ابوالفضل آقایی، در محل نمایشگاه برگزار شد

سلفی های ماندگار
۲۲ مهر ماه ۱۳۹۷

مقاله سیامک تراکمه زاده درباره نمایشگاه استاد علاقه بند در گالری دیدار

اصفهان پنهان در رنگ و فرم
abilfazl aghaei calligraphy painting gallery didar ابوالفضل آقایی نقاشی خطهای گالری دیدار نقاشیخطاصفهان زیبا
۲۲ مهر ماه ۱۳۹۷

اصفهان پنهان در رنگ و فرم

زندگی خصوصی خط در آثار ابوالفضل آقایی

به قلم: عادل امیری – فرهنگ و هنر روزنامه اصفهان زیبا

ابوالفضـل آقایی(1350_اصفهـان) نقـاش، گرافیسـت و اسـتاد دانشـگاه اسـت کـه بـه تازگی26 تابلـو از آثـار خـود را در گالـری دیـدار بـه نمایـش عمومـی درآورده. او تاکنـون بیـش از 30 نمایشـگاه گروهـی و انفـرادی در شـهرهای تهـران، اصفهان، یـزد، اراک و بابـل برپا کرده و در 1390 نیـز در هفتـه فرهنگـی اصفهان در الجزایر حضور داشـته اسـت. آقایی همچنین در بیش از بیست جشنواره تجسمی داور آثار هنری بوده است. نمایشـگاه حاضـر، نمایشـگاهی اسـت کـه روح آثـار بومـی و تلاش بـرای رسـیدن بـه آن، عنصـر غالـب فضـا را تشـکیل میدهـد. آشـنایی او بـا هنرهـای تصویـری، کمـک کـرده تـا تفسـیر جدیدی از دانسـتههای خـود را از اصفهـان بـه اشـتراک بگـذارد. اصفهـان در ایـن دسـته از آثـار آقایـی، عنصـری مسـتتر در رنگ، فرم و خطوط اسـت. در پوسـتر نمایشـگاه او از عنوان نقاشـی خط اسـتفاده شـده، اما او معتقـد اسـت کـه نقاشـی خـط، ترکیبی نارساسـت.

-چــرا معتقدید آثــار ارائه شــده نقاشــی خط نیست؟

مــن نــه خطاطــم و نــه خــوش نویــس، نــگاره هــم ِ نقاش نمینویسم. خط، بازی و عنصری است که من برای حس و حال خــودم از آن اســتفاده میکنم. پس به هیچ عنوان نمیتوانم بگویم چــون حرف »میم« یا »ســین« یا »ب« در اثر استفاده شده، خوش نویسی یا نقاشیخط است.

-ولــی آثارشــما از هنرهــای ســنتی و صنایــع دستی بسیار تاثیر پذیرفته است. تصاویر باوجود دفورمگی، آشنا هستند و شباهت های نقاشی و خط نیز قابل انکار نیست، اما چون با عناصر گرافیکی تلفیق شــده، محتــوای جدیــدی را به وجود آورده اســت.

به دلیل تحصیلات و ســیر مطالعاتی ام، هنرهای بسیاری را تجربه کرده و با اساتید این حوزه ها، چه سنتی و چه مدرن، حشر و نشر بسیاری داشته ام. بیشــتر هنرمندان شــاخص ایــن هنرها را میشناســم و به کارگاه هایشــان ســر میزنم. همین رفــت و آمدها موجب به وجود آمدن اتفاقاتی شده که در کارهای من میبینید. از سوی دیگر معماری اصفهان برایم بسیار قابل توجه بوده، بیشــتر فضاهای شــهر را جزء به جزء عکاسی کرده و بارها آنها را در آرشیوم بازبینی و تجزیه و تحلیل کرده ام. در بیشتر انجمنهای شعر و موسیقی اصفهان حضور داشــتم و واجب میدانستم که حس موسیقایی مکتب اصفهان را درک کنم. از این رو، نوعی هارمونی و روایت در آثارم به وجود آمده، مثال ریشه اتود خیلی از کارها، زاینده رود بوده است.

-جاهایــی از خــط کوفــی بهــره گرفتــه ایــد و جاهایــی اســتفاده از رنــگ هــای آ کریلیــک، توانســته حــال نقاشــی ایرانــی را تداعــی کنــد. کارهایــی هــم کــه بــا ســرکش هــای کاف انجــام دادهاید، ســابقه بســیاری دارد. چه شــد که به این محتوا رسیدید؟

هفتــه که هفــت روز اســت، بایــد بــه نوعی بــه میدان نقش جهان، مسجد جامع اصفهان، آرامستان تخت فوالد، بازارچه حســن آباد، بــازار قیصریه و… ســرکی بکشم. لحظاتی هست که در گوشــه ای می نشینم و همانجا دفترچه یادداشــتم را بر میدارم و اسکیس میزنــم. بنابراین فرم هــای غالــب تابلوهــا بازتابی از دیدارهایی اســت که در ایــن مکان ها اتفــاق افتاده. وقتی می بینم که چه شعور بزرگ و والایی پشت این اتفاقات اســت کــه موجــب جهانی شــدن آن شــده، نمیخواهم بگویم آدم را به فکر کپی کردن می اندازد، نه، بــه هیــچ وجه، امــا آنقــدر جذاب اســت کــه الهام می گیرم. شاید دارم مشق می کنم تا به پختگی بیشتری برسم، ولی میخواهم بگویم که آبشخور اصلی دانشگاه لایتناهی جهان، شهر اصفهان است. اصفهان هنوز هم میتوانــد تصاویــر، موضوعات و فــرم های بســیاری را به جهان صــادر کند. راســته چیت ســازها، قلمکارســازها، قلمــزن هــا، خاتــم ســازها و…. همیشــه از مــکان هــای دلبستگی من بوده است.

-با این حساب، آثارتان حاصل چه مدت است و آیــا بــر اســاس ایــده خاصــی تصمیــم بــه برپایــی نمایشگاه گرفتید؟

مجموعه حاضر ماحصل کار یکسال و نیم گذشته است. بعضی ازکارها بــه نوعــی ادای دین و حدیــث نفس بوده برای خیلی از دوســتان یــا هنرمندانــی که رفتــه ام درب کارگاهشان و دیده ام که به رحمت خدا رفته اند. همین مسئله، حســی را در من ایجاد کرده تا به یاد آنها حرکتی در اثری داشته باشم. بر فرم های دایره و مربع تا کید بسیار داشته اید. رد تذهیب، تشــعیر و حاشیه ســازی نیز عیان اســت. کارها نســبت به گذشــته ســنتی اش ملمــوس تر شــده. نــه آن تناســبات هندســی را رعایت کرده، نه آنقدر فــرم را درگیر خودش کرده که محتوا را مخدوش کند. 27 ســال اســت که معلم هنــر هســتم و فرزنــد اصفهان. وقتی فرزند اصفهان باشی، این رنگ ها، خود به خود به وجودت سرازیر میشود. بارها به هنرجویانم گفته ام آیا ِ کاشی های مسجد شیخ لطف الله، کتاب رنگ رنگ کار یوهانس ایتن را خوانده بوده؟ مسلما نه! هنوز دوقرنی مانده بوده تــا او در »باهــاوس« کتابش را تالیــف کند. او اما چنــان هارمونــی رنگی ایجــاد کرده که رنــگ ها رقص کنان به آســمان میروند. برای همیــن، پالت رنگ من و هنرجویانم، گاهی ورودی مسجد شیخ لطف الله است، گاهــی گنبد مســجد جامع اصفهــان و گاهــی ورودی محراب استاد و شا گرد در مسجد جامع.

-فکــر نمی ِ کنیــد قــدری به ســوی نوســتالژی سنت و گذشته میل میکند؟

اصالا آدم متحجری نیســتم. هنر غرب را اندازه ای که توانســته ام شــناخته ام. لذت هم بــرده ام، اما وقتی به آن اقیانــوس رنگ و فرم و معنا متصل باشــی یعنی خودکفایی. میبینی که هنرمندان خیلی شــاخصی در جهان، خیلی ظریف از همین جا الهام گرفته اند. پس چرا بخواهم ژســت روشــن فکری خاصی بگیرم. ایــن تصاویــر بــرای آدم متخصــص و غیرمتخصــص یــادآور نوعــی نوســتالژی اســت. دیــدن چیزهایــی از ِخود آدم در آن است. همنشینی با تابلو است. شاید نتوانند بیان کنند اماذهنشان آنها را میبرد به کوچه پس کوچههای بیشــه ناژوان، محله های ابن سینا، علیقلــی آقــا، ســبزه میــدان و آن ســقف هــای طاق و چشمه ای. کاشی های کوچولو و کریاس ها.

-لایه گذاری رنگ ها با بافت، فرم به نسبت متحدی را به وجــود آورده، ولی دفورمگی کارها از چیزی واحد صحبت نمی کند. جاهایی هم آن سرکشــی هــا، مقــداری فضــای کلــی آثــار را از یکدســتی درآورده، آیــا بــه تعمــد از آنهــا در ایــن نمایشگاه استفاده شده است؟

چند کار در این نمایشگاه هســت که در آن از تکنیک Painting Action «نقاشــی کنشــی یــا لحظــه ای« استفاده کرده ام. البته در این زمینه کار زیاد دارم اما دوســت داشــتم در یک اشــل بزرگ، به ترکیب بندی جدیدی برسم. این هم برآیند همان کار است با این تفاوت که خشونتی که در کار بعضی از نقاشها وجود دارد، در کار من نیست.

-با اینکه رنگ ها تند و تیز روی بوم کار شده اما دلنشینی خاصی دارد. تا الان بــه آنچه در ذهن داشــته اید، تحقق بخشیده اید؟

فکر می کنم اندازه دینی که به اصفهان داشتم تلاش کــردم امــا راهــی طولانــی در پیــش اســت و تحقیــق و پژوهش بیشــتری را می طلبــد. تنها خواســته ام این اســت که متولیان فرهنــگ و هنــر اصفهــان باید دید بازتــری روی امثــال کارهای من در این شــهر داشــته باشــند. در اصفهان هنرمند زیاد هســت، امــا زیادی نیستند. شهر ما علاوه بر اینکه میدان نقش جهانش میراث جهانی است، میراث عظیم تری هم دارد و آن نیروی انســانی هنرمند اســت که میتوانــد به مراتب قوی تــر از میــدان نقــش جهــان در دنیــا امضــا و برند اصفهان را اصفهانی تر کند.

اصفهان پالت بزرگ رنگ
abilfazl aghaei calligraphy painting gallery didar ابوالفضل آقایی نقاشی خطهای گالری دیدار نقاشیخط اصفهان امروز
۱۶ مهر ماه ۱۳۹۷

 

گفتگو با ابوالفضل آقایی هنرمند اصفهانی ، به بهانه نمایشگاه نقاشی خط هایش در گالری دیدار

گروه فرهنگ و هنر روزنامه اصفهان امروز – عاطفه علیان

در تلاش برای فهمیدن آثار یک هنرمند باید مسیری را که او پیموده است، به جانب معکوس بازگشت. با یک تابلو یا حتا یک مجموعه نمی‌توان به جهان مفهومی یک نقاش پی برد. این همان چیزی است که در علم فهم به آن «دور هرمنوتیک» می‌گویند. باید به گذشته رفت، چشمان را از تابلوهای آن هنرمند پر کرد، آن گاه دور زد و به امروز بازگشت. نقاشی خطهایی که ابوالفضل آقایی بین سالهای ۹۶ تا ۹۷ آفریده است را می توان به عنوان عزیمتگاه این مسیر تحلیلی درنظر گرفت. تابلوهایی که نتیجه ی یک هم آمیزی ماهرانه اند از نقاشی و خط. نقوش کهن ایران و اصفهان در هر تابلو تجسم یافته ی احساسی خاصند. در واقع ابوالفضل آقایی نمی خواهد نقاشی خط هایش را با رنگ اکرولیک نشان دهد بلکه می خواهد حس خلسه واری از اصفهان را چنان بیافریند که مخاطب از زمان و مکان بریده شود و در خویش فرو رود برای کاستن کوله بارِ دردی که سایه سنگینش بر شهر افتاده است. این احساس بیانگر رویکرد خاص نقاشی است که نقاشش، ساعت ها به فیروزه ای های نقش جهان خیره شده و اصفهان پناه وجودی اش گشته است. نقاشی خط ها، غوطه ور در خلسه وجودی مردی است که چکیده اصفهان شده است و روح باورانه و رازپردازانه آفتاب را به آشوب زندگی دعوت می کند و عشق را به مهمانی آفتاب می برد. در مجموعه نقاشی خط ابوالفضل آقایی، گویی تندبادی وزیده و رازآلودگی اصفهان را همچون مه غلیظی که بر سرش سنگینی می کند می زداید و نقش ها در دایره هایی در مرکز پررنگ جلوه می کند. نقش، در نظام معناشناختی هیچ نیست، مگر نوعی پیچیده سازی، معناپردازی و رمزسازی معنوی. آن تکرار نامتقارن حرف و واژه در آثار با رنگ های روشن و تیره یکدست است: آبی، سبز، قرمز، سیاه. درخت سروی که در تابلو نماد آزاده گی و جاودانه بودن است و سیاوش گونه در گستره ای بی زمان و مکان سیر می کند. زمانی که لحظه روییدن عشق است و مکانی که گستره حرف و رنگ و ترکیب بندی است. نگریستن هرچه بیشتر به آثار ابوالفضل آقایی، بهتی از اصفهان را به ذهن متبادر می سازد که گویی نقاش تاریخ و فرهنگ سنگین دیارش را به دوش می کشد.

ابوالفضل آقایی زاده ۱۳۵۰ در اصفهان است. کارشناسی ارشد نقاشی دارد و مدرس مراکز دانشگاهی است. نمایشگاه نقاشی خط او که شامل ۲۰ تابلو در ابعاد گوناگون است تا پنج شنبه ۲۵ مهرماه در گالری دیدار واقع در خیابان شهید قندی(مهرداد)، کوچه شماره ۳، برپاست. با او درباره نمایشگاه گفتگو می کنیم.

-در آثار شما ترکیبی از خط و نقاشی دیده می شود که در یک ترکیب بندی درست قرار گرفته اند. کدام بر دیگری غالب است، خط یا نقاشی؟
نزدیک به بیش دو دهه است که دغدغه عنصر خط را دارم و مایل بودم خط را از منظری خارج از کتابت و خطاطی ببینم و این باعث شد در دوران کارشناسی ارشد که نقاشی می خواندم و مکتب سقاخانه را تحقیق می کردم عنصر خط را در نقاشی هایم وارد کنم. گرچه با ترکیب خط نقاشی و یا نقاشی خط موافق نیستم با این وجود عنصر خط در آثارم مهم است و با اینکه در محضر اساتید خوشنویسی اصفهان بودم و می شناسمشان و کارهایشان را دنبال می کنم ولی آثار من نقاشی است.

-این هشتمین نمایشگاه انفرادی شما در اصفهان است که با نمایشگاه های دیگر، تفاوتهایی هم دارد. علت چیست؟
نمایشگاهی که در گالری دیدار در حال برگزاری است برایم منحصر بفرد است زیرا نگاه من با مقوله خط نقاشی عمیق تر شده و از سوی دیگر آثار، ابعاد بزرگتری تا ۲۰۰ در ۱۳۰ سانتی متر به خود گرفته است زیرا به این نتیجه رسیدم که این تکنیک باید در عرصه بزرگتری خودش را ببیند. آثاری که به این نمایشگاه آوردم در یک سال و نیم پیش خلق شدند و عُلقه و احساس من به اصفهان است. هرچه که از شهرم بوده، گذشته، بافت تاریخی، شهروندان، ابنیه تاریخی، مفاخر موسیقی و زاینده رود که وام دارش هستم، در آثارم دیده می شود.

-شما در این آثار از واژه آفتاب و شکل دایره که در وسط بوم مربع است استفاده کردید و در تابلو دیگر درخت سرو را به تصویر کشیدید. این ترکیب گذشته در قالب مدرن دلیلی دارد؟
سرو ایرانی که همه جا حضور دارد و در این تابلو خاص، تاثیر پذیرفته از حس و حال پارچه های قلمکار دوره قاجار و رنگ های سنتی آن دوره است. مربع و دایره هم برمی گردد به ایدئولوژی اسلامی_ایرانی که زمین را مربع می پنداشت و انسان هرچه از زمین به سمت آسمان برود حالتی دوار می گیرد که همان فلک الافلاک است. و همانطور که اشاره کردید کلمه آفتاب. من حس آفتاب را بسیار دوست دارم. نور، روشنایی که سیاهی را می شکافد و تلالو و بخشندگی ایجاد می کند.

-اشاره کردید که اصفهان حضور مهمی در آثارتان دارد، چگونه می توان شهر را در این تابلوها دید؟
وقتی می گوییم اصفهان، عقبه ی بزرگی پشت سر آن است. اصفهان ریشه تمدنی عظیمی دارد و بیش از دو قرن پایتخت بوده و همواره فرهنگ و هنر را صادر می کند. اصفهان یعنی مجموعه ای درست از نقش و نگار، خوشنویسی،اشعار، ادبیات، بناهای تاریخی و رنگ. من با کرشمه ها و قوس و دواری که درخوشنویسی است واژه ها را در ترکیب رنگ به کار گرفتم تا عشق و احساسم را به اصفهان نشان دهم. اصفهان پالت بزرگ رنگ است. وقتی گنبد شیخ لطف الله را می بینیم پر از رنگ است و هارمونی اجزا را کنار هم قرار داده و من این رنگ را در اصفهان دیدم و در آثارم بازتاب داده می شود.

1397/07/16

 

گفتگو با اصغر علاقه بند ملقب به پدر سلفی
۱۲ مهر ماه ۱۳۹۷

گروه فرهنــگ و هنر – عاطفه علیان:

احوال پســرک دراز کشــیده بر تنه درخت خمیده بر زندهرودی که بهوقت بهار طغیان میکرد و دهانههای سیوســهپل از برفابه های زاگرس پرآب میشد، اکنون در عکسی قاب گرفته در گالری دیدار برای مخاطب مرور میشود، از عکسی که اصغر عالقهبند به وسیله ســلف تایمر اتوماتیک دوربین جعبهای اَنِسکو خود گرفت و شد نخستین سلفی او. نمایشگاهی که به همت حامد قصری آثار70 سال عکاسی اصغر عالقه بند از شمال تا جنوب برپا شده تا گویا زمان در این عکسها مناظرهای خاموش شود. بیخود نیامدهام به تماشای عکسهایی که سوژهاش اصغر عالقهبند است تا در زمانهای باشی و هر جا بنگری دوربینی در دست باشد و به شات زدن سرگرم؛ و اینجا، مخاطبان، هنوز در عکسهای عالقه بند خیره به تماشــای گذر طول راه او باشــند و در پشت زمینه ها و ژستهایش واقعیتی ثبتشــده را یابند که حتما وجود داشته و باورپذیر است و در هر پیکسلش چه مرارتها کشیده شده و این است تاریخ عکاسی و ارزش عکسهای چنینی که باید با دقت دید، دورانی که میشد به چشمها اعتماد کرد. اصغر عالقه بند در سال ۱۳۱۳ در اصفهان متولد شد. پنجساله بود که به مکتبخانه استاد جناب سپرده شد و دو سال بعد سر از قدسیه درآورد آنهم با شــروعی از کالس دوم. عکاسی را بهطور خودآموز فراگرفت. حسابدار شــد و آوازهخوانی را از سر صدای خوش و از برای دل خواند. نخستین دوربینش را در 13سالگی در مشهد بهدوراز چشم پدر و با مهر و همیاری مادرش خرید و نخستین عکس حرفه ای را در فروردین ۱۳۲۹ خورشیدی بهصورت سلفی گرفت که برنده جایزه نخست جشنواره عکس شهروندی شد.

به بهانه هفتادسال عکاسی از تمامی رویدادهای زندگی و سفر و عکاسی به شهرهای مختلف از سیوســهپل تا مجسمه آزادی که در نمایشگاهی از جمعه ششــم مهرماه تا دوازدهم در گالری دیدار واقع در خیابان شهید قندی )مهرداد(، کوچه شهید قاسمی )۳ )برپاست، در جریان افتتاحیه این نمایشگاه با اصغر عالقه بند که به پدر سلفی ملقب است به گفتگو پرداختهایم. چه شد که به عکاســی عالقهمند شدید و چه زمانی نخستین عکس را گرفتید؟ در موردعالقه خودآموختهام به هنر عکاســی، باید بگویم در چهارسالگی با پدرم در عکاسخانه شرق که در آن زمان بسیار مشهور بود، عکسی گرفتیم و در آن سن و سال دوربین و نورافکن و شرایط حاکم در آتلیه عکاسی جرقهای زد و مرا متوجه دوربین و عکسی که چند روز بعد به رویت من رسید، کرد که تا همین حال نیز ذهن مرا نسبت به عکس و عکاسی مشغول کرده است. در ۱۲ سالگی که با خانواده مسافرتی به مشهد داشتیم با دیدن آن مکان و عظمت این زیارتگاه عظیم و عکسهایی که در عکاسخانههای مشهد از
این بارگاه میدیدم، مصمم به داشــتن دوربین و عکسبرداری از آن شدم و به هر ترتیبی بود با کمک مادر و دریافت هزینه دوربین که در مغازه های مشهد دیده بودم نخستین دوربین جعبهای آنسکو (ANESCO )که ســاخت امریکا بود با یک حلقه فیلم 6 در 9 به مبلغ 26 تومان را بدون اطالع پدرم خریدم و نخستین عکس را از بارگاه رضوی گرفته و از طریق مراجعه به عکاسیهای آنجا چاپ کردم. باوجود مخالفت پدر، شما مصمم بودید عکس بگیرید. چرا و چگونه تا این حد مشتاق بودید؟ در آن زمان، بازار برای کسبه و تجار اشتغال فرزندانشان به این نوع امور مانند عکاسی را کاری مذموم و ناپسند میدانست. به همین دلیل این موضوع تا زمان تولد نخستین فرزندم از پدرم پوشیده بود تا اینکه یکی از خواهرزادههایم عکسی که از من و همسرم با نوزادم گرفته بود را نشان داد و پدرم تغییر رویه داده و با دیدن آلبومهای متعدد از عکسهای خانواده راضی به نظر رسیدند. از ســلفی معروف روی درخت کنار زاینــدهرود در
فروردین ۱۳۲۹ برایمان بگویید. همانطور که جاهای دیگر هم شرح دادهام زایندهرود در ایام عید و اول سال به خاطر آب شدن برفهای زاگرس و کوهرنگ و نبودن سد و مانعی بهصورت سیالب روانه اصفهان میشد و در بعضی جاها خرابی هم به بار میآورد. بعضی مواقع خیابانهای مطهری و کمال اسماعیل فعلی را نیز فرامیگرفت و این موضوع همهساله امری عادی بود و من در سالهای نخست عکاسیام یعنی در فروردین ۱۳۲۹ با همان دوربین جعبهای که فقط قابلیت عکسبرداری در روز را داشت این عکس را گرفتم. البته این دوربین فقط جای دگالنشور داشت و من هم مشتری عکاسی میناسیان بودم که در چهارباغ مقابل سینمای ایران سابق واقعشده بود و میناسیان 80 ساله با پسرش که 60 ساله میزد مغازه را اداره میکردند و گویا در این رشته اطالعات بیشتری از همکارانشان داشتند. وقتی مشکل خود را با ایشان در میان گذاشتم، به من توصیه کردند که از سلف تایمر اتوماتیک استفاده کنم. من هم با زحمت آن را از ایشــان خریداری و مشکلم از نظر عکســبرداری در تنهایی برطرف شد که این عکس زاییده همان راهنمایی این پدر و پسر مسیحی بود که با خالقیت نسبی به من کمک کرد و این حلقه فیلم را به عکاسخانه شرق تحویل ابوالقاسم جال دادم که پس از ظهور و چاپ مفتون این عکس شدند که البته برای من هم نقطه عطفی در زندگیام فراهم آورد. ایشــان بدون پرسوجویی این عکس را در قطع 20 در 30 اگراندیسمان کردند و با تکنیک آن زمان که عکسها را رنگی میکردند، رنگی کرده و در ویترین بدنه بیرونی مغازهشان، یعنی در پیادهروی چهارباغ به معرض نمایش گذاشتند که مصیبت من ازآنجا آغاز شد؛ چون اگر این خبر به گوش پدرم میرسید روزگارم تباه بود و همه این هنرنماییها مخفیانه و بهدوراز چشم پدر انجام میشد. تازه این موضوع برای برخورد بین پدر و پسر نیز بسیار وهمانگیز بود تا جایی که با هزار زحمت و حتی گریه کردن نزد آقای جال توانستم ایشان را راضی کنم که عکس را از پشت ویترین بردارند. روحشان شاد. در عکاسیهای شما، ســوژه خودتان هستید و گاه سلفی. آیا در وســواس انتخاب خود بهعنوان سوژه و عکسبرداری سلفی تعمدی همراه است؟ آن روزها و در آن ســنین دوربین داشتن و تا حدی اصرار در این رشته هنری رواج امروزی را نداشت و بیشتر عکسبرداریهای پرسنلی در عکاسخانه و احیانا خانوادگی صورت میگرفت و برای عکاسی آماتور در نوجوانی مثل من هم که بایستی دور از چشم پدر عکاسی میکردم، معضلی بود؛ اما عشق دیوانهواری که در نهاد من در این مورد وجود داشــت این مسائل را دامن میزد و سوژهها در مکانهای مختلف یا بهصورت سلفی و یا معمول خودم میشدم و
نمیتوان به آن بهصورت تعمد یا وسواس نگریست. عالوه بر هنر عکاســی، با صدای خوشــی که دارید آوازهخوانی را دنبال کردید و در دامان شما، فریبرز عالقه بند بالید. برایمان از دنیای موسیقی و آواز بگویید. بله موضوع دیگری که در زندگی من نقش داشــت و آنهم ناشی از وسایل صوتی آن زمان مثل گرامافون و ظهور رادیو ایران در حدود سال ۱۳۲۰ و گوش دادن به صدای خوانندگان مطرح آن
زمان در رادیو مثل استادان تاج اصفهانی، روحانگیز، بنان، بدیع زاده و دردشتی و بسیاری دیگر بود، عالقه دیگری را در من به وجود آورد که کمکم بهطور نهانی در منزل و بعدها با دوستان هم سن و سال خود این عالقه تشدید شد؛ اما این عالقه را توانستم در کودکی پسر دومم، فریبرز، انتقال دهم و ایشان از همان سنین نوجوانی موسیقی را با سهتار آغاز و به سبب عالقه وافرش به موسیقی، با سازهای دیگری همچون تار و حتی تمبک به هنر خویش رونق بخشید و در این راه با همراهی او من هم بیشتر با دستگاههای موسیقی ایرانی آشنا شدم و برای دل خویش میخواندم. ازنظر عکاسی هم فریبرز، از پیشگامان عکاسی ۳۶۰ درجه و تور مجازی در اصفهان هست و در هنر عکاسی هم کنار موسیقی شناخته شده است.

در مسیر بینارشته ای
۱۲ مهر ماه ۱۳۹۷

روحیه جست و جوگری نسل تازه عکاسان کانون قابل ستایش است
حامد قصری

دستاورد امروز نمایشگاه کانون عکس اصفهان به امروز و دیروز باز نمی گردد و برای بررسی آن باید به سال های گذشته بازگشت. البته منظورم صرف نمایشگاه های قبلی نیست بلکه بخش بزرگی از کارگاه ها و دوره های مختلف آموزشی است که برای بچه های کانون ایجاد شده است. در دوسال گذشته شیوه ها به طور کامل تغییر کرد. بحث بینارشته‌ای مطرح شد. اینکه عکاسی محض علاج بچه‌های کانون نیست پس تفکر درهم آمیختن عکاسی، ادبیات، سینما ، فلسفه و … مطرح شد و البته به اجرا هم رسید و کم کم مدیاهای جدید هم مورد استفاده قرار گرفت.برای مثال در همین دوسال اخیرنمایشگاه سالیانه به مجموعه عکس و تک عکس تنها نمی پردازد و مدیاهای دیگر هم به نمایش گذاشته شده که قابل اهمیت است. ویدئو آرت، فتو اینستالیشن هم اضافه شده و آثار قوی و قابل اهمیتی هم از سوی بچه های کانون تولید شد. کارهایی که با هدایت اتاق فکر کانون  و با گذر از کارگاه های آموزشی برای اعضا شکل گرفت. اگر دیروز آثار بچه های کانون  به عکس‌هایی از ابیانه و کویر و … ختم می شد امروز با دیدن آثار شگفت زده می شویم. باید قبول کنیم که بچه های این نسل کانون خیلی خوب خودشان را با فضای عکاسی مدرن امروز وفق داده اند و روحیه جست وجوگری‌شان قابل ستایش است. همان طور که تعریفی که امروزه عکاسی برای خود دارد با گذشته متفاوت است. البته باید این را هم اضافه کنم که با ترجمه های خوبی هم که از کتاب های عکاسی آمده به دانش عکاسان امروز کمک کرده است.اما پروسه داوری هم به نظرم به سلامت انجام شد. داوران این نمایشگاه از تهران و از استادان و داوران به نام عکاسی کشور بودند. یک نکته جالب اینکه نخستین داور نمایشگاه کانون در هشت سال پیش استاد هادی شفائیه بود که آثار ما را از تهران داوری کرد و شاید بد نباشد نکته پایانی را درباره انتخاب امسال کانون بگویم. ما یک کانون مستقل هستیم و بار تمام مشکلاتمان را خودمان به دوش می‌کشیم. نظرات و دیدگاه های مختلفی هم در بین چند نسل بچه های کانون هست، اما اگر به تاریخ حقیقی کانون بازگردیم سال دیگر باید دهمین سالگرد آن را جشن بگیریم و در همه این سال ها انتخابات با نظر اعضا و براساس اساسنامه اجرا شده است و تلاشمان این است که انتخابات امسال هم به خوبی برگزارشود. خوشبختانه لیست کاندیداها هم منتشر شده است و انتخابات در تاریخ چهارم مهر برگزار می شود و البته بد نیست یادی هم بکنم از وحید مومن زاده سرپرست فعلی کانون که در ایجاد این فضای آرام و پویا در سال سختی که امسال کانون از سرگذراند نقش موثری داشت.

سفری میان سلفی ها – ایمنا
۱۲ مهر ماه ۱۳۹۷

سلفی گرفتن این روزها فقط تنظیم زاویه می خواهد، اما در دورانی که تنها دوربین های مونولوگ وجود داشت گرفتن سلفی آن هم به تعریف امروز باور کردنی نبود، اما با سفر در میان آثار پدر سلفی باور می کنید که ۷۰ سال پیش هم عکاسانی بودند که سلفی می گرفتند.

به گزارش خبرنگار ایمنا، نمایشگاه عکس سلف پرتره اصغر علاقه بند در گالری دیدار برپا است. این هنرمند اصفهانی نخستین دوربین خود را در نوجوانی خرید و ثبت لحظه ها با آن دوربین اینک تاریخ را ماندگار کرده است.

فریبرز علاقه بند، فرزند اصغر علاقه بند در گفت و گو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: نمایشگاه عکس “از شمال تا جنوب همراه با ۷۰ سال عکاسی” مجموعه عکس های پدرم، اصغر علاقه بند است که از سال ۱۳۲۹ از آثار تاریخی شهر های مختلف گرفته است.

وی با اشاره به اینکه ۶۶ قاب در این نمایشگاه به انتخاب حامد قصری به نمایش گذاشته شده است، ادامه داد: این عکس ها به صورت سلف پرتره است یعنی سوژه اصلی همه آنها پدرم با بک گراند آثار تاریخی و فضاهای قدیمی است.

علاقه بند با اشاره به “پدر سلفی”، عنوانی که به پدرش داده اند، گفت: تعریفی که از سلفی توسط هنرمندان و روانشناسان مطرح می شود در اصل مجموعه ای از ژست ها و فیگورها در شرایط زمانی و مکانی است که یک شخص از خود می گیرد؛ ما امروز به این شرایط واقف هستیم و وقتی آثار پدرم را بررسی می کنید متوجه می شوید در زمانی که دوربین های ابتدایی وجود داشته مولفه های امروزی را درباره سلفی رعایت کرده است.

به گزارش ایمنا،  قدیمی ترین عکسی که از اصفهان در نمایشگاه وجود دارد  از سی و سه پل در سال ۱۳۲۹  است، البته از بناهای دیگر مانند میدان نقش جهان و پل های دیگر و زاینده رود پر آب هم عکس دیده می شود.

علاقه بند اضافه کرد: پدرم در کودکی برای گرفتن عکس به آتلیه ابولقاسم جلا می رود و تحت تاثیر آن قرار می گیرد در سن ۱۶ سالگی یک دوربین می خرد و به دلیل اینکه پدربزرگم این کار را نمی پذیرفت با علاقه ای که به عکاسی داشت مدت ها بدون اطلاع او عکاسی می کرد و این علاقه به عکاسی در سفر در کنار ایشان بوده و خاطرات و عکس های زیادی را ماندگار کرده است.

وی در پایان گفت: امیدواریم با رایزنی هایی که می کنیم بتوانیم این نمایشگاه را در تهران نیز برگزار کنیم.

مرا زیبا به یاد بیار
۱۲ مهر ماه ۱۳۹۷

نمایشگاه 70 سال سلف پرتره اصغر علاقه بند در گالری دیدار برپاست
عادل امیری

نمایشگاه عکس «از شمال تا جنوب همراه با 70سال عکاسی»، نمایشگاهی از 66 قاب عکس سلف پرتره از اصغر علاقه‌بند، در گالری دیدار برپاست. اصغر علاقه بند(1313_ اصفهان) عکاس و آوازخوان اصفهانی است که در کودکی با دوربین دوست می‌شود و در 13 سالگی نخستین دوربینش را می خرد. او عکاسی است که از خود بسیار آموخته و شاید همین در مرکزِ شناخت خود/ego بودن است که اهمیت سلف پرتره ایرانی/ اصفهانی را در حد نام«پدر سلفی» بر ما معلوم می‌دارد و نشان می دهد که نظریه«حیث خیالی مرحله‌ آینه‌ای» ژاک لکان که دست آویز نقد سلفی شده است، دست‌کم در این مورد، به جای کـارکـرد انتـقـادی/ضدسرمـایـه‌داری‌اش، کـارکردی زیبایی‌شناسانه/نوسـتالژیک دارد. او نخستین عکس حرفه‌ای‌اش را در فروردین 1329 شمسی از خودش بر می دارد و ماجراهای هاکلبری فینی او از همان لحظه شگفت بر زاینده‌رود آغاز می‌شود.

 

 

اصغر علاقه بند، از آن جمله انسان هاست که به رویا و ایده شناخت و تشخیص خود در میان آنچه هستی نامیده می شود بسیار اهمیت می دهد. مهم نیست که او عکاس و آوازخوان است، بلکه مهم این است که به گفته لنگستون هیوز، شاعر فقید سیاه پوست، رویاهایش را از دست نداده است. علاقه بند، هاکلبری فینی است که برای کشف خود، محیط های متفاوتی را در میان گستره فرهنگ های جهان تجربه کرده است. گستره نشان شدنِ منِ او در سلفی، از شمال تا جنوب و از سی و سه پل تا مجسمه آزادی در نوسان است. منِ اصفهانی او اینک در هر عکس، نمادی از حاجی بابای ایرانی است که با دوربین می نویسد.

 

مرا زیبا به یاد بیار
مرا زیبا به یاد بیار/ اینها، آخرین سطرهای من است/ فرض کن که من/ رویایی بودم/ که از زندگی تو گذر کردم…آری، تو گویی اورهان ولی، شاعر ترک، این شعر زیبای عاشقانه را برای رویایِ سلفی اصغر علاقه بند سروده است. برای کسی که 70 سال پیش قصد کرد تا رسانه عکس برای او «تجلی شیوه‌ به‌خصوصی از دیدن» باشد تا در گذر زمان، زیبا به یاد آورده شود.  لحظه ای شگفت‌انگیز به سال 1329، در مقابل هنرستان هنرهای زیبا، بر زاینده رود پر خروش بی همتا که سیلاب های بهاریِ فروردین در آن بیداد می‌کند و اصغر نوجوان، زغوغای جهان فارغ تن یله کرده بر تنه تناور بیدِ خمیده بر آب، دست راست زیر پاشنه سرِ ماشین کرده و دست چپ با زاویه ای قائم افتاده روی لبه جیب راست، با پس زمینه خاکستری و ابری و آجریِ سی و سه پل، لحظه ای منحصر به فرد را از یک نمای خاص از میان تمام لحظات گزینش می کند. او از خود سلفی می گیرد پیش از آنکه سلفی، مدِ روز دنیای قشنگ نو باشد. 70 سال بعد، هاکلبری فین برنده نخست یک جشنواره عکاسی می شود.

 

 

سیمای عکاسی در میان جمع
هر عکس همان قدر که به ابژه ای که از آن عکس گرفته می شود مربوط است، به عکاس نیز مربوط می‌شود. اما اگر خود عکاس نیز عکس برداری شود چه؟ جودی دین، یک نظریه پرداز فرهنگی می‌گوید:«ما می توانیم نمایش های خودمان را بسازیم و در آن حضور داشته باشیم، بالاخره همیشه نکته سرگرم کننده ای وجود دارد. نکته ای که قدرت دولتی و شرکت ها”دیگر” نیازی ندارند تا برای منفعل سازی و سرگرم نگه داشتن مردم و مختل‌سازی توجه آنان، هزینه و زحمت ویژه ای را متقبل شوند، چون ما ترجیح می دهیم خودمان این کار را انجام دهیم.»  اصغر علاقه بند نزدیک به 80 سال پیش زمانی که چهارسال بیشتر نداشت، نخستین عکس خود را در عکاسخانه شرق به همراه پدر می اندازد و به این ترتیب، نمایش خود را  دور از چشم قدرت، تکنولوژی، تفاسیر ایدئولوژیکِ روانکاوانه/فلسفی و شرکت های عظیم چند ملیتی ترتیب می دهد. او سرگرم خویش کاری خویش می شود و محیط عکاسخانه شرق، او را در خود محاط می‌کند. البته نباید فراموشمان شود که جرقه تکنیکی شروع سلف پرتره های هاکلبری فین ما، از دستان میناسیان به ذهن اصغر نوجوان و از ذهن اصغر نوجوان به دوربین دکلانشور منتقل می‌شود. علاقه بند در مصاحبه ای با حامد قصری، پژوهشگر تاریخ عکاسی اصفهان می گوید: «آقای میناسیان یک سلف تایمر در اختیار من گذاشت و گفت، هر وقت می‌خواهی از خودت عکس بگیری با این سلف تایمر بگیر» . عکس آقای هاکلبری فین نوجوان در عکاسخانه شرق چاپ می شود و آنقدر مورد توجه ابوالقاسم خان جلا قرار می گیرد که آن را رنگی کرده، در سایز 20 در 30 چاپ نموده و در قسمتی از ویترینش می گذارد.

 

 

دور دنیا در هشتاد سال!
کارلو مونگایا، در مقاله «سِلفی: عدسی فردگرای جامعه‌ مصرف گرا» می‌نویسد: محبوبیت سلفی را شاید بتوان با توانایی اش برای دادن یک حس کلیت در بحبوحه تجربه بیگانه و چند پاره از دنیای بحران زده امروز دانست. سلفی ها عمدتا جزو قلمرو طبقه متوسط هستند.» پروفسور داریل مندوزا، استاد فلسفه دانشگاه سان کارلوس نیز معتقد است که می توان سلفی ها را به عنوان شیوه جدیدی برای جست‌وجوی بازشناسی(recognition) در این دوران دیجیتال درک کرد. حال از پس هشتاد سال بی دیجیتال بودن، ما مفهوم recognition و cogito «من می اندیشم، پس هستم» دکارتی را با جای‌گذاری آنها در «من در تصویر هستم، پس هستم» اصغر علاقه بند ترکیب می‌کنیم و به سوپرهیروهای ادبیات جهان بسط می‌دهیم. او به صورت توامان هاکلبری فین، تام سایر و فیلئاس فوگِ(شخصیت اصلی دور دنیا در هشتاد روز) فارسی زبان است و توفیری نمی کند که در برابر برج آزادی در تهران به سال 51 باشد یا در برابر مجسمه آزادی در ایالات متحده.

 

 

مرجعیت از آن اوست
66 قاب عکس سلفی از اصغر علاقه بند، از میان انبوه سلف پرتره های او به انتخاب حامد قصری در ادامه پژوهش های وی درباره «تاریخ اجتماعی عکاسی اصفهان» گزینش شده است. 66 قاب از 66 محیط متفاوت که روایت های زندگی آقای علاقه‌بند را مانند «زندگی خصوصی سباستین نایتِ» ناباکوف به ما عرضه می کند. در این عکس‌ها، مهم، اصغر علاقه بند است. سوژه ای که به کمک مکان تعریف شده و هویتِ بیرونی می یابد و با این حال، مرکزیت از آن اوست. وقتی به سیر روایی عکس ها و اتمسفر آنها نگاه می‌کنیم، در می‌یابیم که محیط و نشانه‌ها، بهانه‌های روایی او هستند. او  مانند جهانگردی کنجکاو، روزی در جوار مقبره کورش است و روزی پشت به کاخ سفید و نکته قابل توجه نیز همین جاست. اینجایی که همه نشانه‌های فرهنگی/معماری/ محیطی موجود در عکس‌ها، تــنــها پس زمـیـنـه‌هـایـی برای تـعـریـف سـوژه هستند. سوژه هایی به غایت معمولی، از یک زندگی معمولی که اکنون قسمتی مهم از تاریخ معاصر عکس اصفهان را روایت می کند تا زیبا به یاد آورده شود….شاید هم خوابی زیبا بودم/ توبیدار شدی و من رفته بودم/ مرا زیبا به یاد بیار….

رونمایی از شماره سوم مجله «کادر» کانون عکس اصفهان
the-8th-annual-exhibition-of-isfahan-photo-club-of-isfahan-youth-cinema-association هشتمین نمایشگاه سالیانه کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان
۲۳ شهریور ماه ۱۳۹۷

رونمایی از شماره سوم مجله «کادر» کانون عکس اصفهان؛

برنامه رونمایی از شماره سوم مجله کانون عکس با عنوان «کادر» با حضور مهرداد افسری و اعضای حاضر روز جمعه 23 شهریور همزمان با افتتاحیه نمایشگاه سالیانه کانون در گالری دیدار ساعت ۱۸ برگزار می‌گردد.

مجله کادر مجله‌ی اختصاصی کانون عکس اصفهان می‌باشد که پیش از این در دوره گذشته دو شماره از آن چاپ و انتشار یافته است و در دوره کنونی شماره سوم این مجله آماده انتشار گردیده است و هیئت مدیره کانون تصمیم به رونمایی از این شماره مجله در روز افتتاحیه نمایشگاه سالیانه گرفته است.

آدرس گالری دیدار: خیابان شهید قندی (مهرداد)_ کوچه شهید قاسمی (شماره ۳)_ پلاک ۳

نمایشگاه آثار برگزیده چهارمین دوره جایزه فرشته – آژیر قرمز
۲۴ تیر ماه ۱۳۹۷

شهر کتاب فرشته با همکاری گالری دیدار برگزار میکند
نمایشگاه آثار برگزیده چهارمین دوره جایزه فرشته (داستان کوتاه و عکس) با موضوع آژیر قرمز
از شنبه 23 تیرماه تا پنج شنبه 28 تیرماه 1397 در گالری دیدار
هنرمندان عکاس:
آرمین شکوهی
آرش قاضی
مهرداد فتحی
مهدی اسدی
بابک کنعانی
امین الرعایائی
مسعود محمدی
محمد آهنگری
نوید محمدی ترازک
عطا رنجبر زیدانلو
علس نصیری
محمدرضا سعلبی فرد
ساعده دوست بخت
شیرین امیری
پریا دیانی
آذین حقیقی
سودابه ذوالفقاری
الهه طرفه
صحرا رشیدپور
سمانه غلام نژاد

برگزاری گفت و شنودی پیرامون نمایشگاه نقاشی سید محمود حسینی
به بهانه نمایشگاه سید محمود حسینی در گالری دیدار/ تیرماه 97 فرش ها، گبه ها، گلیم ها و نمکدانها همواره، داستانها و روایت هایی را در خود پنهان داشته اند... سواری بر اسب ، روان در پی معشوق یا شاید، به قصد شکار. خنیاگری در خلوت آسوده خویش ، زخمه بر ساز می زند. سوارانی در جدال با یکدیگر. آهوانی جست، زنان در تکاپوی دشت. اسب ها و سرو ها یی که، در هم تنیده اند. .... اینها از جمله داستانک هایی است که اکنون به همت نقاش، از لابه لای نقوش، جلوه و مجال حضور یافته اند.روایت هایی از دیر باز... و اما طرح یک سوال : چگونه میشود فرش دیروز خیال انگیز باشد و نقش امروز خالی از معنا؟ نقاش،در جستجوی پاسخ، دست به کار شده تا، از دل نقش ها، روایت امروز را بر ملا سازد. زنانی پیچیده در چادر.مردانی با کراوات و فاقد اسب. بانویی آلامد و کودکانی سرخوش، تصاویری هستند که، زمینه شطرنج ، دنیای معاصر نقاش را رقم می زنند. اکنون در مقام مقایسه، تفاوتهایی ما بین نقش دیروز و تصاویر امروز خود نمایی میکند. داستانهای گذشته، همنشینی منسجم و اندام وار نقش و داستان را عرضه می کند؛ ولی نقش و روایت امروز، به شکلی آشکار از هم منفک و بیگانه اند. عموما" ، نقش، ماهیتی سرد و مستقل از موضوع دارد. پرسوناژها بر نقش الصاق شده اند. اگر به نقاشی هایی که موضوعات روز را پوشش می دهند دقت کنید: به هر میزان، فاصله و عدم آمیختگی مابین موضوع و نقوش پس زمینه احساس میکنید، همان میزان می توانید، به حجم درد، رنج، روزمرگی و نا امیدی انسان های پرده های نقاشی حسینی پی ببرید. جواد طاهری/ تابستان 97
۲۴ تیر ماه ۱۳۹۷

روز پنج شنبه 21 تیرماه 1397 گفت و شنودی پیرامون آثار نقاشی استاد سید محمود حسینی در محل نمایشگاه (گالری دیدار) برگزار شد
در این نشست ابتدا آقای حسینی متنی را قراعت نمودند و سپس اساتید حاضر نظرات خود را ابراز نمودند
سید محمود حسینی درباره آثار خود اینگونه میگوید:
نقاشی ایرانی همواره در بستر تاریخ با نقوش تزئینی همراه بوده و این نقوش به عنوان یکی از اجزائ ذاتی نقاشی ایرانی محسوب می گردد. این نقوش گلستانی خیالی و بهشتی زمینی برای بیننده بوجود می آوردکه، فلسفه و حکمت ایرانی نیز، انسان را به آن رهنمون می نماید.
زیباشناسی ایرانی بر چشم نوازی و انسجام کلی اثر تأکید داردو نقوش در این چشم نوازی سهم بسزایی دارند.
در نمایشگاه حاضر که با رویکرد پست مدرن و تقابل سنت و زندگی مدرن با متریال میکس مدیا کار شده است: فیگورهای انسانی از محیط زندگی امروزی و معاصر انتخاب شده اند و در تقابل با نقوش اسلیمی و ختایی، بکار گرفته شده اند و پارادوکس های موجود در زندگی روزمره را نشان می دهند.
فضاهای رنگی فی البداهه که در ابتدا، برای زمینه کار استفاده شده است، در فیگورها محدود شده و گاه زمینه و چهارچوبی برای نقاشی ها خلق نموده که بافت و تکسچری فعال دارد.از سویی دیگر نقوش تزئینی کل فضای تصویر را پر می کنند و در تقابل معنایی و زیبایی شناسانه با فیگورهای انسانی در تابلو قرار می گیرند.
در این مجموعه سعی در نشان دادن تقابل بین گذشته و حال ( سنت و زندگی معاصر) شده است.
حسینی / تیر ماه 1397

متن زیر از استاد جواد طاهری است که در این خصوص نوشته شده:
به بهانه نمایشگاه سید محمود حسینی در گالری دیدار/ تیرماه 97
فرش ها، گبه ها، گلیم ها و نمکدانها همواره، داستانها و روایت هایی را در خود پنهان داشته اند…
سواری بر اسب ، روان در پی معشوق یا شاید، به قصد شکار.
خنیاگری در خلوت آسوده خویش ، زخمه بر ساز می زند.
سوارانی در جدال با یکدیگر.
آهوانی جست، زنان در تکاپوی دشت.
اسب ها و سرو ها یی که، در هم تنیده اند. ….
اینها از جمله داستانک هایی است که اکنون به همت نقاش، از لابه لای نقوش، جلوه و مجال حضور یافته اند.روایت هایی از دیر باز…
و اما طرح یک سوال :
چگونه میشود فرش دیروز خیال انگیز باشد و نقش امروز خالی از معنا؟
نقاش،در جستجوی پاسخ، دست به کار شده تا، از دل نقش ها، روایت امروز را بر ملا سازد.
زنانی پیچیده در چادر.مردانی با کراوات و فاقد اسب.
بانویی آلامد و کودکانی سرخوش، تصاویری هستند که، زمینه شطرنج ، دنیای معاصر نقاش را رقم می زنند.
اکنون در مقام مقایسه، تفاوتهایی ما بین نقش دیروز و تصاویر امروز خود نمایی میکند.
داستانهای گذشته، همنشینی منسجم و اندام وار نقش و داستان را عرضه می کند؛ ولی نقش و روایت امروز، به شکلی آشکار از هم منفک و بیگانه اند.
عموما” ، نقش، ماهیتی سرد و مستقل از موضوع دارد. پرسوناژها بر نقش الصاق شده اند.
اگر به نقاشی هایی که موضوعات روز را پوشش می دهند دقت کنید:
به هر میزان، فاصله و عدم آمیختگی مابین موضوع و نقوش پس زمینه احساس میکنید، همان میزان می توانید، به حجم درد، رنج، روزمرگی و نا امیدی انسان های پرده های نقاشی حسینی پی ببرید.
جواد طاهری/ تابستان 97

گفت و شنودی دوستانه پیرامون نمایشگاه گروهی نقاشی و حجم
۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

روز 8 اردیبهشت 1397 ، گفت و شنودی دوستانه پیرامون آثار ارائه شده در نمایشگاه گروهی حجم و نقاشی ، در گالری دیدار برگزار شد. در خلال این گفت و شنود هر یک از هنرمندان توضیحی پیرامون آثار خود ارائه کرده و نظر خود را درمورد آثار دیگر هنرمندان ابراز نمودند.

بخشی از توضیحات خانم غزاله قاسمی طباطبایی:
خیابان های پرجمعیت، ساختمان ها، خطوط بی قواره شهر، صداهای درهم، سرعت و حرکت ماشین ها هم شلوغی های بی حد و حسابی هستند که از هر سو به جانب ما هجوم می آورند. گویی همه می خواهند بر سر انسان خراب شوند. انسان ها نیز این سردرگمی و شلوغی خیابان ها را تشدید می کنند. گویی ما نیز در کامل کردن این تابلوی سردرگم و درهم پیچیده سهیم هستیم. با آهنگی در گوش برای فراموش کردن تمامی زشتی ها و بدی های خود ساخته و نادیده و ناشنیده گرفتن اطراف. هرکدام سمتی حرکت می کنیم، بی تفاوت از کنار یکدیگر می گذریم.
انسان در حال حرکت در خیابان شهر همیشه درون گوی شیشه ای به نظرم می آمدند. که گویی در حال سقوط اند، سقوطی که از آن آگاه نبوده و خود را در حاشیه ی امنی تصور می کنند. این در حالی است که مجموعه ی ما انسان¬ها در یک گردباد مشترک گرفتاریم و تنها وقتی به عنوان ناظری بی طرف و با نگاهی از بالا به آن می نگریم. این سقوط و سردرگمی جمعی قابل رویت است…
بخشی از توضیحات خانم محبوبه چمی:
این آثار گفتمانی است از رنگ‌ها که در برخی آثار محصور شده اند در فرم ها.اما تنها فرم ها و اشکال هدف و‌غایت نبوده بلکه صرفا نشان دادن این هم نشینی و‌همکلامی است که به نوعی فرم را القا میکند.
در این میان موضوع تنها بهانه ای است برای ایجاد این گفتمان و راهکاریست برای به تصویر در آوردن این اهداف.
دیدن رنگ خارج از فرم های قراردادی باعث ایجاد تعامل ‌رنگی دلنشینی میشود که نشان میدهد رنگ ها در کنار هم معنا و هویت پیدا میکند.
این معنا نشان دهنده حس و هدف هنرمند است. در یک ترکیب همه ی عناصر دست به دست هم میدهند تا خواسته و هدف هنرمند را منتقل کنند….
بخشی از توضیحات خانم لیلا قلی زاده:
آثار پیش رو گفتمانیست با رویکرد آشنایی رنگی در دنیای پیرامونمان در ژانر طبیعت بی جان ، هنگامیکه انتخابی برای اُبژه هایی در منظر نگاهمان قرار گیرند .

هر چند فرم را شکل محتوا خوانند اما در اینجا فرم ، نه در راستای بیان محتوا ، بلکه بهانه ایست برای ابراز رنگ و بستری برای چینش رنگهای یک خانواده در جوار هم . که گاه می رقصند و گاه غمگینند .
با این نگاه هنگامیکه به دنیای اطرافمان می نگریم آنچه فرایند بینایی و احساس را مجذوب خود می کند ، مشایعت رنگی ست .
هر رنگی چشم را به رنگی دیگر همراهی میکند و چنانچه با ظرافت بیشتری بنگریم ، رنگها ب سازگانی می مانند که هر کدام از ادات صدایی همراستا با فرم اصلی دارند .از این رو دریافت کردم که رنگ به عنوان یک عنصر بنیادی در فضای تجسمی است که قابلیت های ویژه ای دارد و به تنهایی می تواند به فضا روح بخشد . البته آنگونه که بیان شد هدف ساختار رنگ در فضا بوده …
بخشی از توضیحات آقای منوچهر سلطانی:

آنچه در این پروژه به عنوان بازیگر ، نقش اصلی را در ترکیب ایفا می کند، رنگ است.
چنانچه در آموزه ها و تجربه های چند سال اخیر در “مبحث رنگ شناسی” دنبال می شود ، نشان داد که “رنگ ها در فضای تجسمی قابلیت و شخصیتی دارند که الزامآ در حیطه شکل های تصویری و قراردادی درک نمی شوند. بلکه زمانی که رنگ ها با کم ترین وابستگی به شکل های تصویری، تجربه واحساس می شوند و معنای مجردی را متجلی می کنند.”(دکتر علوی نژاد- کارگاه رنگ شناسی)
ازاین رو ازآثار پیش رو دریافت کردم ، رنگ به عنوان یک عنصر بنیادی در فضای تجسمی قابلیت های ویژه ای دارد که مخصوص به رنگین بودن رنگ ، میزان درجه تیرگی و روشنی و وسعت رنگی است که در ترکیب جلوه های متنوع و جمله بندی های تجسمی بسیار متفاوتی شکل می دهد، بدون آنکه تجربه کننده را درگیر و محدود به شکل های تصویری گرداند.
در این میان طبیعت بهترین موضوع مطالعه قرار گرفت زیرا به عنوان یک مرجع متنوع ترین جمله بندی ها رو در اختیار قرار داد…

یادداشتی بر گالری دیدار و نمایشگاه گروهی نقاشی و حجم
didar gallery یادداشتی بر گالری دیدار و نمایشگاه گروهی نقاشی و حجم حسام عزمی فروردین و اردیبهشت ماه 1397 اصفهان
۰۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

یادداشتی بر گالری دیدار و نمایشگاه گروهی نقاشی و حجم :
حسام عزمی – فروردین و اردیبهشت ماه 1397 اصفهان
در سه ماه گذشته سه رویداد هنری با سه جریان و ایده آل مختلف در اصفهان شکل گرفت که بی شک هر یک از آن بخش مستقلی از نوعی رفتار هنری بود که هر یک متفاوت از دیگری و تا اندازه ای بی کم و کاست به نمایش درآمد. در آغاز در موزه ی هنرهای معاصر اصفهان معجزه های تونی کرگ بود .به این آثار به اندازه ای در خور، حرفه ای و مستقل پرداخته نشد و بررسی و نقدی مکفی جای خالی خود را نشان داد .در صورت هنری دیگر که پیش روی قرار گرفت ، آثار کاوه کاووسی بود در گالری بیان .آنچه که پیمانه ی کارهای کاووسی را سنگین می کرد رویکرد تاریخ نگارانه ی هنرمند بود و در ادامه تکنیک و پرداخت منحصر به فرد در ابعاد مکفی و لازم . فرای رفتار اجرایی گالری بیان که به خوبی صورت پذیرفت ؛ شاهد یک فرم مایه ای دیگر در روند فکری آثار هنری بودیم . متفاوت و مستقل و شاید بتوان گفت تا اندازه ای دیده نشده.
در اینجا شاید بتوان به زیست بوم هنرمند و دغدغه های به دست آمده ی او در این طی طریق تاکید کرد .بر این آثار بررسی و نقدی در فضای هنری اصفهان صورت نگرفت و انگار که به سادگی از آن گذشته شد ! که البته لازم است در جای خود نگاهی جدی به چرایی آن کرد و می توان پرسید که گستردگی و آزاد اندیشی و یا چفت و بست تنگنای ذهنی پذیرش هنرمندان دیگر در بطن هنر مدرن اصفهان تا چه حد است ؟
از ورای این پیش درآمد به گالری دیدار می رسیم و نمایشگاه گروهی نقاشی و حجم .در کلیت آثار به نمایش در آمده می توانیم به راحتی و بی هیچ شکی به هنر و هنرمندی در این مجموعه بپردازیم . جدای از ماهیت مستقل حجم – فرم و رنگ در آثار ارائه شده با عنوان مجسمه و نقاشی ، تک تک آثار بار هنری خود را به سر انجام می رسانند. در ارائه و انتخاب آثار و میزانسن گالری، نگاه دچار سردرگمی نمی شد . نه از هر در سخنی بود و نه از بازار شام خبری. می توان گفت که این نمایشگاه به اندازه ی کافی دچار وسواس هنری بود .از ورای تکنیک و موضوع نقاشی ها باید به سلامت رنگ در تمامی آثار اشاره کرد .از طبیعت بیجان قلی زاده تا افسانه های میرزایی. از ابهام بصراوی که هر آن ممکن است به وقوع برسد تا ظرافتی منحصر به فرد در مدرنیته ی سلطانی. از شورِ سیالِ به چشم رسیده در آثار تحویلیان تا وقوع پر حادثه در کثرتی درهم در آثار طباطبایی. و بافته های بابایی در بخش حجم که نگاه را در خود می شکند و شاید در ایماژ و بُعدی دیگر، آوایی پُر نسیم که در لابه لای این سیم ها شنیده می شود …
نکته ای که در این مجال به آن پرداخته خواهد شد و ادامه ای خواهد بود بر مدعای مقدمه ، سکوت زیستی و بی دغدغه در فضای زیستی اصفهان است. در ابتدای این متن به تونی کرگ و کاوه کاووسی اشاره شد . فرای موضوع کم اندیشی به نمایشگاه های این دو ، بحث زیست بوم هنرمند در هر زمان مورد نظر و بررسی بوده و هست . اصفهان شهریست که از دیرباز روزگار را به آرامی طی کرده . از شور مشروطه خواهی گذشته است و جنگ را در دو دهه ی پیش به پایان برده است . و شاید هم به فراموشی سپرده است . تا شر وُ شوری دیگر شاید سنگ لاخ راه و یا کوره راهی کوتاه یا بلند در بین باشد . اما این روزها را همچنان در سکوت به سر می برد . و این سختی کار را بر هنرمند مدرنیست دو چندان می سازد. از میان سکوت ، های وُ هویی یافتن ساده نیست . در ظاهر ماجرایی نیست که بتوان در بطن آن قرار گرفت و به آن پیچید. هر چند که در همین سکوت جریان هایی شهر را در بر می گیرد که تنها در پایان ، تغییرو تثبیتش به چشم می رسد ! رخدادهایی عموما ناخوش که بی شک دغدغه ی هر هنرمند مدرنیست می تواند باشد .و می توان آنقدر به جد بر روی چرایی هر کدام از آن ها پای فشرد که خود به جنبشی بینجامد. از تغییر بی پایه و اساس چهره ی شهر گرفته تا ندانمکاری های بی حد وُ حصر زمامداران امر که هر کدام ضربه ای کاری بر پیکر این زیست بوم می رسانند .بر این نکته باید پای فشرد و بر آن متمرکز شد و همانند بی اعتنایی به حضور هنرمندان دیگر در این شهر از سوی صاحب نظران هنر ، چرایی این مهم را نیز باید به بوته ی نقد گذاشت .
در مجموعه آثار گالری دیدار ، نگاه مدرن هنرمندان به کنکاش در این سکوت و یکدستی حاکم بر این زیست بوم برآمده است . و ماحصلی که از این کار حاصل شده است نشان از رویکردی ساده و بی تکلف دارد . رویکردی در دیدار با سکوت و جریان پُر آشوب سیال ذهن .این اجرا شاید آغازی باشد در به ثمر رساندن یک هماهنگی گروهی در روندی واحد – متفاوت و مدرن . شاید تنها نقد مخالفی که در این نمایشگاه به چشم آید کوچک بودن بیش از اندازه ی برخی از آثار است . این کادرهای بی اندازه کوچک می توانند که در خود توانمندی اثر را مضمحل سازند .ثار کوچک امکان این را دارند که خود را در خود گم کنند .این یادداشت را بهتر است که با تاکید بر فضای مناسب و مدیریت خوب و حرفه ای گالری دیدار به پایان رساند . به همراه سلیقه و نظمی که بر ایجاد آن فکر شده است و تلاش بر ماندگاری و پویایی آن که از میان گفته های سرکار خانم سیلانی بسی هویدا بود.
با سپاس از ایشان . //
حسام عزمی – اردیبهشت ماه 97 / اصفهان

افتتاحیه نمایشگاه گروهی نقاشی و حجم
۰۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷
Opening Group Painting & Sculpture Exhibition
۰۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷
Holding a Meeting about “Shelter” Installetion
۰۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷
برگزاری نشست پیرامون چیدمان جان پناه
۰۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

گفت و شنودى پیرامون نمایشگاه اینستالیشن جان پناه در گالرى دیدار
نوشین نفیسى،لاله آیتى،مریم توکلى ،مولود اثناعشرى

جمعه ١٣بهمن ازساعت ۱۷ الى ۱۹

زیر نور
۰۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

“زیر نور!”
نگاهی آماری به گالری های اصفهان
مهدی وفامهر؛ هنرمند و پژوهشگر
https://t.me/barayefardaa

وقتی پناهی نیست! روزنامه اصفهان زیبا
۰۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

نمایشگاه چیدمان «جان پناه» تا 12 بهمن در گالری«دیدار» پناهگاه شماست

عادل امیری

چراغ یک گالری دیگر در شب های سرد زمستانی اصفهان که کوره خورشید همچون چراغ ما نمی‌سوزد، با برگزاری نمایشگاه«جان پناه» که شرحی سوزناک از بی پناهی نوع بشر است افروخته شد و بدین سان بربساطی که بساطی نیست، یک گالری دیگر افزوده و افتتاح شد. این نمایشگاهِ بی پناه که نخستین بار در زیر آفتاب سوزان خرداد جاری در گالری عمارت روبه‌روی تهران برگزار شده است، هم اکنون میهمان گالری«دیدار»به مدیریت پروانه سیلانی است و تا 12 بهمن از ساعات 16 تا 20، به جز روزهای تعطیل پذیرای مخاطبانی است که در بورانِ این روزها پی مکانی برای در امان ماندن از زمهریر زمستانی می گردند تا روزی که برف ها آب شود و بنفشه های امید از میان سیم های آهنی و پارچه های تنظیف به کار رفته در سازه های ارائه شده توسط نوشین نفیسی، لاله آیتی، مریم توکلی و مولود اثنی عشری در خیابان توحید، خیابان شهید قندی(مهرداد) کوچه شهید قاسمی(3)، پلاک 3 بشکفد.

       لحظه دیدار نزدیک است
حسین منزوی، آن شاعر عاشق پیشه سینه سوخته، مقطع غزل«کرم ابریشم» را اینگونه بر سنگ کوفته است:«چه سرنوشت غم‌انگیزی که کرم کوچک ابریشم/ تمام عمر قفس می‌بافت ولی به فکر پریدن بود!» اما نه پریدنی از سر شوق به تماشای آفتاب، بل گریختن از پیله تنگی که نه جای توست، نه جایی جز آنجا پذیرای توست، تنها جان پناهی است تو را، آنچنان که در بیانیه نمایشگاه آمده است:«زنده ماندن و بقا مقصود هر پناهنده، مهاجر و پرنده ای است. از جنگ، سرما و ترس به هر مأمن معیوبی پناه می بریم. جایی دنج، شاید کنج خانه ای موقت و سست، در تعلیقی پیله وار میان ماندن و رفتن. آساییدنی بی قرار در پناه آغوشی نه چندان آشنا و مطمئن. مأمنی که هم تن را می پوشاند و هم آشکار می کند.آنجا که، لانه ای، حفره ای پوسته ای شاید، تنها، پناه جان می شود.»

       از ترس چه من به جان پناه افتادم؟
نوشین نفیسی، مریم توکلی، لاله آیتی و مولود اثنی عشری، چهار هنرمند شناخته شده عرصه هنر معاصر اصفهان، در رخدادی نادر و در همکناری و تعاملی زیبا و گفتمان محور، در طول 6 ماه کارِ سخت برای نمایشگاه چیدمان«جان پناه»، ایده های بسیار را به گفت‌وگو گذاشته، به چالش کشیده، از آنها دفاع کرده و در نهایت آنچه را «ضرورت» می نموده و با روزگار و احوال جهان امروز ما سازگار، ثقل آفرینش 60 سازه سیمی و پارچه ای در گالری دیدار قرار داده اند. 60 شکل هندسی که اعصاب شناسایی ما را، به شرطِ درک، در تشنجی متخلخل فرو خواهد برد. تشنجی که از ترس نبود امنیت در زمانه ای سرچشمه می‌گیرد که آدمی اش گمان برده است با پنهان شدن در هر سوراخ سمبه ای خواهد توانست تا جانِ بی پناه خویش را از گزند روزگار دون بر حذر دارد؛  اما غافل از اینکه این جان پناه هزار مدخل، اگرچه برای دمی او را از چشمان تیزبینِ خطرسازان پنهان خواهد کرد؛ اما بادهای مصیبت به یقین بر او که چون لانه ای بر سرشاخی می لرزد، خواهند وزید. نوشین نفیسی، نقاش و هنرمند معاصر اصفهانی درباره انتخاب این ایده می‌گوید:«جان پناه یکی از ساده ترین سازه های مشترک میان انسان و حیوان برای حفظ امنیت و جان در مواقع خطر است» این سازه مصالح خود را از اطراف خویش می جوید؛ چرا که ترسِ جان در میان است و به همین خاطر«حفر گودالی در دل برف، چیدن سنگی چند بر هم و برهم نهادن قطعاتی از چوب می تواند این نیاز را برای دمی برطرف کند». اما چه حاصل که بَدوی است و از آن ترسناک تر، ناپایدار؛ وز همین روست که وجوهی چندگونه دارد«یک وجه آن به نگاهی بسیار ساده؛  اما هستی شناسانه به اشتراکات انسان و حیوان می پردازد و وجه دیگر به شرایط روزگارِ اکنونی: جنگ، مهاجرت، آوارگی و نبود پناهی بر جان افسرده آدمی» و وجوه دیگر نیز بماند برای تماشای اهل نظر؛  چرا که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است!

   جان پناهی که پناه نیست
به دیده بسیاری کسان این جان پناه بی پناهی، جان پناهی است که جان پناه نیست؛  زیرا به گاه تماشا در می یابید که چیزی جز سیم های آهنی و پارچه های تنظیف پیچیده در اطراف سیم های آویزان از سقف گالری دیدار، دیده شما را نمی آزارد که درست حدس زده اید. مفهومِ مورد هجوم واقع شده جان پناه و امنیت در این روزگار، مفهومی است به همین نازکی و آونگانی و گسیختگی. کافی است نگاهی به جهان اطرافتان بیندازید و وضعیت ناپایدار زیست آدمی را در جهان معاصر از نظر بگذرانید. همان کاری که لاله آیتی، مریم توکلی، مولود اثنی عشری و نوشین نفیسی انجام داده‌اند. آنها«تعلیق، آوارگی و مستقرنبودن آدمی را تجسد بخشیده اند.» درست همانگونه که در نمایشگاه پیشینشان با ایده«گره»، چیزی را بسته و چیزی را گشوده و در زمستان 92 درگالری آپادانا به نمایش گذاشته و سپس راهی خانه هنرمندان تهرانش نموده‌اند، در بهار 93 و نمایشگاه«جان پناه»، دومین همکاری این گروه در قالب تعاملی متفکرانه و کم یاب با درون مایه هایی معاصر است. نفیسی می گوید:« هر هنرمند 10 تا 15 اثر در این نمایشگاه ارائه نموده؛ اما همانگونه که ویژگی خاص هر هنرمند، اثرش را از دیگری متفاوت جلوه می دهد، در عین حال، جملگی آثار یک کل به هم پیوسته را نیز تشکیل می‌دهند.» کلی که در چینش آثار  آویخته از سقفِ گالری دیدار، انسانی را برای ما تداعی می کند که به پهلو در فضا خسبیده و از ترس بی پناهی مانند جنینی در بطن مادر، خویش را در آغوش گرفته است. خویشی که از طبیعت برآمده و در قالب نخ های القاجِ پنبه، رنگِ رُناس و چای و رشته های کتانی پارچه تنظیف روایت شده، از تکثر و وحدت به سویِ تنوع و کثرت رسیده و ما را به ادامه راه، امیدوار کرده است؛ همچون زخمی/ همه عمر/ خونابه چکنده/ همچون زخمی/ همه عمر/ به دردی خشک تپنده/ به نعره ای/ چشم برجهان گشوده/ به نفرتی از خود شونده/ غیاب بزرگ چنین بود/ سرگذشت ویرانه چنین بود…

  دیدار خویش از چشمِ دیگری
آنکه می بیند و آنکه دیده می شود، دوسوی یک کلافِ به هم رسیده اند. آنچنان که هنرمند و اثر به دیده و دیدار می مانند و گاهی به چشمی سوم که خود و خویش و دیگری را نظاره می کند، جوری که نوشین نفیسی، نقاش معاصر. او درباره این دیده و دیدار می گوید:« نمایش آثار برای من در مرتبه اول حرکتی است که در آن می توانم از خودم و از اثر فاصله بگیرم، بایستم و از فاصله ای معین به تماشای اتفاقی که در من افتاده است، خیره شوم تا درک کنم که “چه و چگونه” آن رخداد، رخداده است؛ بنابراین برپایی نمایشگاه برای من نقطه عطف است، نه نمایش آثار به دیگران» و در مرتبه دوم که بالاتر از این دیده و دیدار قرار می یابد«تجزیه و تحلیل» اثر است. وزهمین روست که اثر تکامل یافته دربرابر مخاطب فهیم به سخن در می آید و برای بسیاری می شود منشأ تامل و تعمق؛ چرا که نفیسی بر این باور است که« اثر هنری باید لایه در لایه باشد تا در گردونه تفسیر، با یک جمله به پایان نرسد»،آن سان که ما در این دیدار با آن مواجه می شویم و آن سان که می‌توانستیم جوری دیگر، در بازی نور و حیات با دست ساخته‌های هنرمندان معاصر شهرمان، از کیفیتی دیگرگونه در نمایش آثار بهره مند شویم؛ همانگونه که نوشین نفیسی می‌گوید:«همیشه چیزهایی هست که دست تو را باز می گذارد تا دوباره و دوباره آن «اتفاق» را در محیط‌ها و موقعیت های دیگری امتحان کنی.»

Opening Didar Gallery and Shelter Exhibition
۳۱ فروردین ماه ۱۳۹۷
گشایش گالری دیدار همزمان با افتتاحیه نمایشگاه جان پناه
۳۱ فروردین ماه ۱۳۹۷