یک شاخه گل سرخ، شاید در زمانهای این چنین، اشارهای نیشدار و گزنده باشد؛ و اکنون که واژهها به تعابیر و تفاسیرِ نادرست آلوده شدهاند و اخبار و افعال، نشان از نادانی و فهم ناشایست دارند، میتوان از کارکردِ اسطورهای عناصر، بر شناساندن درستِ واژگانی همچون: دوستی، عشق، صلح، مدارا و تولیدِ پیروزمندانه خِرَد بر شرِّ غالب، یاری گرفت.
یک شاخه گل سرخ بهانهایست بر اتخاذِ یک زبانِ مشترک در خلقِ اثری که میتواند و بایست چنان کارساز باشد که آرامشی یا تکانهای در جان و جهانِ بیننده ایجاد کند.
در ایران، گل سرخ به نامهای دیگری نیز شناخته شده است: وَرت، وَرد، سُهرورد و گل محمدی؛ و در اصفهان، باغهای گل سرخ نیز شُهره بوده، آنچنان که در سفرنامههای گردشگرانِ ایرانی و فرنگی، بسیار از این ویژگی یاد شده است. همچنین گل سرخ، همیشه دستمایه ای ارجمند بوده در اندیشه و دستِ اهالی فرهنگ و هنر.
مجموعه پیشِ رو، به جستجوی معنای ژرف و چندلایه گل سرخ، در هنرهای تجسمی میپردازد. این نمایشگاه، ما را فرا میخواند که به گل سرخ، فراتر از ظاهر آن نگاه کنیم؛ ما با دوگانگی و همآواییهای گل سرخ روبرو خواهیم شد و آن را نه تنها به عنوان یک نماد، بلکه به عنوان بازتابی از خویشتنِ خویش درک خواهیم کرد. یک شاخه گل سرخ، گردهمایی هنرمندان اصفهان است برای دیدار؛ برای یادآوری و پاسداشت دوستی، عشق و صلح.
کیوریتور: مهدی تمیزی | زمستان 1403
وابستگی
با شروع پاندمی تقریبا همه جا قرنطینه، فاصله گذاری اجتماعی و پروتکل های بهداشتی به واژه های روزمره تبدیل شدند و پرکشیدن پیر و جوان شد عددی در آمار اخبار. همانند برگهای درخت بونسای محبوبم که وقتی می ریزند دلم می خواهد آنها را دوباره بر سر جایشان بگذارم – ولی چرخه زندگی ادامه دارد حتی در پاندمی.
ویروسی دنیا را طی می کند و نه فقط من و تو بلکه همه ما را در این آشفتگی قرار می دهد مثل آفتی که همه گیاهان همجوار را مبتلا می کند. هر کس به نوعی برای زنده ماندن و زندگی کردن تقلا می کند. دوری از دیگران می شود تنها راه ماندن و ماندگاری دیگران. هر تصمیمی در این بحران زندگی همه را تحت تأثیر قرار می دهد و ما با فاصله گرفتن به هم مرتبط می شویم. تازه در این تلاطم می بینیم چقدر زندگی مان وابسته است به دیگران، حتی اگر هزاران کیلومتر دورتر از ما باشند. اینجا برگی می ریزد و آنجا برگی جوانه می زند.
این مجموعه بیان مشغولیت فکریم با وابستگی، انزوا، مرگ و زندگی، ترس، شکنندگی، تقلا برای بقا و امید است. برگ را انتخاب کردم به علت ارتباط و شباهت به زندگی انسان ها – متنوع و متفاوت، گاهی شکننده و گاهی منعطف. نخ عامل اتصال دهنده عناصر است که مثل روابط انسان ها ظریف است و پیچیده.
در این مجموعه برای اولین بار از تلفیق برگ و الیاف در آثارم استفاده کردم و برای تأکید به پیام های این مجموعه به حداقل تنوع دوختی توجه ویژهای داشته ام. در اکثر کارها اتصال و توری بافی با نخ و سوزن و کناره ها با قلاب انجام شده است. نوع برگ ها در خلق این مجموعه مد نظر نبوده و براساس قابلیت کار با نخ بر آنها انتخاب شده اند.